دويست سال نرسيدهاند . اينها نه سحر است و نه كرامت ، در سرشت بنى نوع انسان خداوند منان همه چيز گذاشته ، با درستى و راستى و نيت خالص و مردانگى و انصاف به هر مقام توان رسيد . - « همت الرجال تقلع الجبال . »
فريدون فرخ فرشته نبود * ز مشك و ز عنبر سرشته نبود
ز داد و دهش يافت آن نيكويى * تو داد و دهش كن فريدون تويى !
با اين رباعى خواستم ختم كلام كنم ، يادم آمد از همت مردانهء زنان اين ملت ، زهى بىانصافىست كه كم يا بيش از همت زنان ايشان در اين ترقى حيرتافزا نگويم . در اين جنگ نسوان ژاپون چه كردند ؟
در اينجا ، صورت مكتوبى را كه زن « اوياما » به رييسهء جمعيت حربيه كه از هيئت زنان انگليس در لندن تشكيل يافته [ نوشته ] مىنويسم ، خوانندگان با نظر انصاف نگرند تا ببيند همت زنانشان چه بوده و بفهمند كه وطنپرستى در زنهاى ژاپون به چه درجه است .
صورت مكتوب « مادام اوياما » به رييسه هيئت زنان انگليس اين است :
« مكتوب شما را در خصوص فرستادن بعضى اشياء از طرف انگليس جهت سربازان ما در معاونت مجروحين گرفتم . آنچه به وظيفهء من اصابت كرده و ايفاء آن را فوق العاده موجب مسعوديت مىشمارم اين است كه اظهار دارم زنان انگليس از آثار توجهى كه در حق ژاپونها بروز دادهاند نه اين قدر باعث ممنونيت ما شده كه بيان كردن توانم و اين آثار درجهء انسانيت آنها را ظاهر و به هر كس كه گفتم اظهار تشكر و ممنونيت نمود ؛ من هم از طرف جمله زنان ژاپون اظهار تشكر نموده و از شما اميدى قوى دارم به زنان انگلستان برسانيد و خود هم قبول فرماييد و در تذكرهاى - كه ملفوفه با مكتوب فرستاده بوديد - از كفش و پاپوش بحث نشده ، جوراب تابستانى و زمستانى لزومش معلوم است ، اگر آرزو نمايم از پشم « اسقوحبا » و رنگ سپيد درست شود ، بىمناسبت نخواهد شد ؛ چه ، جوراب و پاپوش در اقليم منچوريا - كه سرديش معلوم است - براى سرباز بسيار بافايده است . در ميان ژاپونيان ، هيئت خيريهء متعدد از زنان تشكيل شده ، در بهار گذشته از صباح ساعت هفت تا شام ساعت پنج لاينقطع كار مىكردند ؛ آخر از بركت ضرورت مجبور شديم چند ساعت علاوه نماييم ، تا امروز در ژاپون در درجهء اول يك صد و پنجاه هزار عورات جهت تيمارخانهها و زخمبندى و رسيدگى مجروحين و معلولين جراحيه و طبيبه تربيت كردهايم كه نيكو به وظيفهء خود مشغولاند و فعلا بيست هزار زنان در دست داريم كه حاضرند عن قريب امتحان