تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 664

مساهمون:

ص٦٦٤
برود از نهاد او خجلت * بشود از سرشت او آزرم
مكن كس را به اندك ظن باطل * عقوبت ، تا پشيمانى نيارد ! كه چون شك در يقين گردد هويدا * پشيمان كرده را سودى نيارد
نديدم ز غماز سرگشته‌تر * نگون‌طالع و بخت برگشته‌تر
اين گناهان كه ياد مىكردم * يا رب از ما به فضل درگذران زدن چشم و زشتى گفتار * راندن شهوت و خطاى لسان
چنانچه در مقدمه عرض شد ، از نگارش اين تذكره غرض اعتذار از ادبا و فصحا و بلغاى ملت بود كه رفع شبهه شود ، چنين نه‌انگارند كه اين بندهء بىبضاعت منكر فضيلت و كمالات اهل فضل و هنر و ارباب فصاحت و بلاغت و ادب است .
قول دشمن مشنو در حق من * كه ز من دوست‌ترى نيست تو را
اين‌قدر معلوم باشد كه اگر چنانچه متاع گرانبهاى ادبا و فضلاى ما رو به كسادى است در نزد اهل ايران است ، و الّا در مجمع فضلا و ادباى مغرب‌زمين چنان رواج و شايستهء تحسين و تمجيد است ، خصوصا نام متقدمين را كه در نهايت احترام ياد مىكنند ، على التخصيص عمر خيام و شيخ مصلح الدين سعدى را كه كلام آن دو اديب فرزانه را حكم‌داران كلمه به كلمه ترجمه كرده به نوباوگان خود تعليم و تدريس مىكنند و سخنان آنان را با جان پرورند . چنانچه چند سال است در ايتاليه روز مولود آنان را عيد بزرگ مخصوص قرار داده‌اند و روح‌شان را به ذكر خير ياد مىكنند ؛ چون تمام فرمايشات آنان از پند و اندرز ، از نظم و نثر كه به رشتهء بيان كشيده چنان صاف و ساده و خالى از رمز و كنايه و تشبيه و استعاره است كه هر صنف ، پادشاه و گدا ، غنى و فقير ، پير و برنا برخوردار شوند و فايده برند ، نه مانند ديگران آن مقصود خود را در ميان تشبيهات اوهامى مفقود ساخته باشند ؛ شرط بلاغ به جا آورده پند و ملال گرفتن از سخنان خود را حوالت به ارباب بصيرت و ادراك كرده و رفته‌اند . خلاصه ، اين بىبضاعت ، جهت عوام چون امثال خود ، محض ادراك چون منى ، اين تذكره را انتخاب نمودم ، اميدوارم كه ارباب خيرت و اصحاب بصيرت خرده نگيرند ؛ اگر
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 664 | حاجى زين العابدين مراغه اى / م . ع . سپانلو