تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 662

مساهمون:

ص٦٦٢
چهل و سيم : [ به ] دول همجوار و استحكام بنيان مودت دقت و متاع مملكت خويش را با متاع او مبادله نمايد و در پيشرفت تجارت بكوشد . در بستن معاهدات آدم امين و دانا مقرر نمايد كه ملاحظهء استقبال كند . چهل و چهارم : طريق تجارت را به هر ملك بگشايد و تجار را ايمنى داده علم بياموزد . چهل و پنجم : شاهزادگان را از پايتخت بيرون نگذارد و حكومت به ايشان تفويض نكند . چهل و ششم : به حكام و مأمورين مواجب كافى دهد و منع از رشوت و خيانت كند و اگر خيانت ثابت شود معزول كرده مؤاخذه نمايد و ديگر به او عملى تفويض نكند . چهل و هفتم : در صحت ابدان رعيت مواظبت تمام مرعى دارد ، در هر شهر و قصبه مجلس صحى گذارد و طبيبان حاذق برگمارد . چهل و هشتم : از ملك آفت‌زده نگيرد و براى زراعت آن‌ها غله به قرض دهد . چهل و نهم : اعياد مذهبى و ملتى را محترم بدارد . پنجاهم : از حال محبوسين بىخبر نباشد و دائما تفقد حال ايشان نمايد كه مبادا زياده بر جرم جزا بينند .

حكمت

گريستن به هر چيز عفو كردن از همه چيز است . مرد آن‌چه بداند گويد و زن خوش آيند مردان سرايد . در عقب هر حزن شادى است و عقب فرح و شادى مرارت است . اگر اهل جملهء عالم ناحق است ، پس معلوم است كه جملهء عالم بر حق است . ( ! ) ذوق و لذت دايمى ذوق و لذت نيست . جراحت زبان بدتر از جراحت سنان است . موى هر قدر باريك‌تر است سايه‌دار است . جايى فضيلت ختام پذيرد فضاحت آغازد .

اخلاق ذميمه و افعال رذيلهء انسانى

استهزا ، اسراف يعنى بذل در غير موقع ، افتخار به مال خود و اموال پدر ، بخل ، بطالت ، تكبر ، جبن ، حقد ، جهل ، غمازى ، حسد ، حرص ، حيرت ، حزن ، خيانت ، خدعه ، ريا ، شماتت ، ظلم ، كينه ، غضب ، نفاق -
« يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ »
- غرور ، لجاج ، ستيزه ، مزاح ، مضحكه ، نمامى - « النمام لا يدخل الجنة » - وقاحت ، هزل ، غيبت ، دروغ -
« لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ . »
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 662 | حاجى زين العابدين مراغه اى / م . ع . سپانلو