بيست و ششم : ملاك و ارباب دولت و ثروت را از احتكار غلات منع فرمايد .
بيست و هفتم : هرگاه ملكى را به قهر و غلبه به دست آورد رؤساى او را كوچانيده در پايتخت آرد و ايشان را امان داده محافظت نمايد و اشرار و مفسدين ايشان را به سياست رساند .
بيست و هشتم : بار حيوانات چارپا را معين نمايد كه زياده بر قوهء حيوان بار نكنند .
بيست و نهم : براى عابرين سبيل رباط ، به جهت طالبان علم مدارس و براى درويشان خانقاه بنا كند .
سىام : با كسى عهد نبندد و اگر بندد بلاسبب نشكند .
سى و يكم : اگر از سران و سركردگان لشكر از ميدان جنگ روگردانند فورا معزول كرده ديگر بار به عمل واندارد .
سى و دويم : اگر صاحب منصبى در جنگ مقتول شود اولادش را تربيت كرده بنازد .
سى و سيم : قدغن اكيد فرمايد لشكرى و رعيت استعمال مسكرات از قبيل بنگ و ترياك و غيره نكنند .
سى و چهارم : دروغزن متملّق را به درگاه راه ندهد كه ضرر دروغزن بيشتر از لشكر خصم است به دولت .
سى و پنجم : ملاحظهء خدمتكار قديم و جديد نكند ، هر كس را به رعايت خدمت و صداقتش كيفر دهند .
سى و ششم : هنگام وارسى به امور بسيار ساعى باشد كه مشتبه ننمايند .
سى و هفتم : سالى يك بار در ايام عيد بار عام دهد .
سى و هشتم : به كيش و مذهب كسى از رعايا متعرض نشود ؛ مگر به آنان كه مذهب تازه درآورده و سبب اختلال مىشوند ، سياست فورى لازم است .
سى و نهم : در مصارف شخصى اسراف نكند و وجوهات مجاهدين را خود خرج ننمايد .
چهلم : اوقات خود را قسمت سازد جهت رسيدگى به امورات مملكتى و استراحت وجود و نوازش اولاد و ستايش يزدان .
چهل و يكم : سالى دوبار سران لشكر و اعيان مملكت را ضيافت باشكوه دهد .
چهل و دويم : در تربيت وليعهد سعى بليغ فرمايد و راه و رسم جهانبانى و عدالت را به او ملكه سازد و از هرگونه علوم و فنون او را تعليم نمايد .
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 661
مساهمون: حاجى زين العابدين مراغه اى
ص٦٦١