هفتم : سران و سروران و سپهسالاران از اصحاب علم و قلم و پيران كهنسال و نجباى قوم باشند .
هشتم : لشكر از جماعت صحرانشين و ايلات كوهستان و دهستان جمع فرمايد .
نهم : مواجب و جيره و عليق لشكر از خزانه مرحمت شود [ و ] به جاى ديگر حواله نشود .
دهم : رعيت را به غايت ملاطفت و محافظت نمايد ، يك حقير رعيت را به ملك نفروشد .
يازدهم : خدمات متعدده به شخص واحد رجوع نفرمايد و هر كس را فراخور اهليت خدمت دهد .
دوازدهم : هر ديارى را خفيه و وقايعنگار تعيين كند كه پادشاه را از حال دوست و دشمن اطلاع دهند .
سيزدهم : پيوسته بر ترفيه حال درويشان و مسكينان و بيوهزنان همت گمارد .
چهاردهم : جهت فيصل امورات شرعيه در هر شهر و قصبه قاضى امين و شيخ متدين و مفتى ديندار بگمارد ، كه اهالى آنها در بستر استراحت آسوده غنوده و دعاگو باشند .
پانزدهم : در تربيت اهل صنايع مبالغه فرمايد و مقرر دارد هر صاحب صنعت از حد خود تجاوز نكرده لباس به فراخور حال خود پوشد .
شانزدهم : خراج ديوانى را به مساوات اخذ و دريافت دارد و تعدى نكند .
هفدهم : در وقت صلح ، لشكر را به استعمال آلات حرب مشغول دارد و به كسالت و بطالت نگذارد .
هجدهم : به عموم رعايا فرمان رود كه در خانه آلات جنگ نگاه ندارند .
نوزدهم : رعيت را بيكار نگذارد و هر يك را به فراخور حال خود به كار بگمارد و اسباب كار را فراهم آرد .
بيستم : با زنان بسيار مصاحبت و معاشرت ننمايد .
بيست و يكم : در تكريم علماى دين و ذريهء خاتم النبيين ( صلعم ) و تعظيم حكماى معرفت قرين جهد نمايد .
بيست و دويم : يتيمان و بيوهزنان و پيران از كار افتاده را رعايت و محبت نمايد .
بيست و سيم : دونان بدگهر و غمازان زشت سير به درگاه راه ندهد .
بيست و چهارم : در سياست تعجيل نكند تا آنكه كمال تحقيق و تفتيش به عمل آورد .
بيست و پنجم : هر شهر و قصبه را محله به محله نموده به كدخداى امين ديندار سپارد .
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 660
مساهمون: حاجى زين العابدين مراغه اى
ص٦٦٠