تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 657

مساهمون:

ص٦٥٧
چهار چيز باز نگردد : عمر گذشته ، تير از كمان به در رفته ، سخن گفته ، قضاى رفته . سه چيز بر همه ناپسند است : كبر و نخوت ، خشم و غضب ، تنبلى و غمازى .

من النصايح

شرط ادب نيست كه پهلوى شاه * غير شهان را بود آرامگاه من كه در گنج طلب مىزنم * گام در اين ره به ادب مىزنم هم ادبم راه به جايى دهد * در طلبم قوت پايى دهد جهد كنم تا به مقامى رسم * گام نهم پيش به كامى رسم كام من اين است كه فياض جود * انجمن آراى بساط وجود مرحمت خويش كند يار من * كم نكند مرحمت از كار من
( ايضا )
منگر تو بدان كه ذو فنون آيد مرد * بر عهد و وفا نگر كه چون آيد مرد از عهدهء عهد اگر برون آيد مرد * بر هرچه گمان برى فزون آيد مرد
( ايضا )
تا از تو نپرسند تو از خويش مگوى * جز با دل خود راز دل ريش مگوى گوش تو دو دادند زبان تو يكى * يعنى كه دو بشنو و يكى بيش مگوى

اوصاف ممدوحهء انسان

حكمت ، شجاعت ، معرفت ، مروت ، حلم ، عفو ، سهولت ، مؤاسات ، مسامحه ، صبر ، وفا ، حيا ، انصاف ، مكافات ، ادب ، قناعت ، تحمل ، فهم ، ذكاوت ، علم ، تعلم ، تواضع ، ورع ، امانت ، ديانت ، اخلاص ، ارادت ، حريت ، ثبات ، صداقت ، عفت ، فتوت ، عمل .
ادب بهتر از گنج قارون بود * فزون‌تر ز ملك فريدون بود
از خدا خواهيم توفيق ادب * بىادب محروم ماند از فيض رب
رو توكل كن توكل بهتر است * نيست كسبى از توكل خوب‌تر
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 657 | حاجى زين العابدين مراغه اى / م . ع . سپانلو