نرگس
زر چه شمارى كه به روز شمار * سيم و زرت هيچ نيايد به كار ؟
اگر از طبقهء نسوان شاعرهء اديبه در ممالك ايران در تواريخ بسيار ديده شده از آن طايفه نام برده نشده ، چون اين كتاب به حرف تهجى درست شده گرچه موقع حرف لا نيامده از جهت فراموش نكردن مقدم افتاده ، لذا از حرف ( لا ) به اين چند بيت اكتفا نمودم :
لاله خاتون كارهاى مردانه نموده و در كرمان حكمران شد .
من آن زنم كه همه كار من نكوكارىست * به زير مقنعهء من بسى كلهدارىست
نه هر زنى به دو گز مقنعه است كدبانو * نه هر سرى به كلاهى سزاى سردارىست
معلومم نيست كه از كيست
من اگر توبه ز مى كردهام اى سرو سهى * تو خود اين توبه نكردى كه به من مى ندهى
حرف الهاء
هاتفى
نروى رو گشاده بر سر كوى * تا نگردد نقاب رويت موى
هر كه چيزى به رايگان دهدت * نستانى اگرچه جان دهدت
بكن از صحبت بدان پرهيز * همچو خاشاك خشك ز آتش تيز
تا رخت ساده و جميل بود * مى مخور گرچه سلسبيل بود
پسرانى كه بادهخواه شوند * از مى سرخ رو سياه شوند
پسران را كند دو كار خراب * هوس زينت و هواى شراب
واى بر آن پسر هزاران واى * كه بود مىپرست و خودآراى
بهر زن جامه سرخ و زرد آمد * اين چنين جامه ننگ مرد آمد
در حقيقت پند مرحوم هاتفى خوب و بهجاست ، ولى اگر چنانچه اين اندرز به