تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 643

مساهمون:

ص٦٤٣

نعمت ، از نسل صفويه ، سيد است

روز حشر آزادىام از آتش دوزخ بجاست * بر خط پيشانى من مهر خاك كربلاست

نيازى هراتى

اى دل حشم و حشمت سلطان گذرد * روز و شب درويش پريشان گذرد مىنوش و غمين مباش ، هر كار كه هست * آسان چو بگيرىاش تو ، آسان گذرد

نظام ، اسمش حبيب الله افشار

آن‌كه بر او داد خدا اختيار * كه برد از فطرت فصل بهار خرمى و تازگى و اعتدال * طوبى زين شوكت و جاه و جلال ماحصل معرفت كبريا * صدر رسل خاتمهء انبيا در قدم از آدم خاكى قديم * بسم الله الرحمن الرحيم وه چه نكو گوهر يك دانه سفت * معجز گوياى لطافت كه گفت اول بيت از چه به نام تو بست * حكم تو چون قافيه آخر نشست عالم و آدم ز حدوث قديم * جنت و طوبى و رياض نعيم اى همگى بر خط فرمان تو * اول و آخر همه فرمان [ قربان ] تو ليلهء معراج ، خداى غفور * داد تو را رخصت درك حضور از تو به آرامگه بار داج * تا به سر سلطنت تخت عاج بىخبر از حضرت يزدان نئى * غافل از آن لمعهء تابان نئى جقهء معراج پر تاج توست * پس همه شب چون شب معراج توست ما همه مهمان مضيف توييم * گرچه ضعيفيم ضعيف توييم پس به ضعيفان خود اى مقتدا * سهل كن آن وحشت روز جزا !
تصادفا اين نگارش بدون تمهيد مقدمه در ليلهء معراج اتفاق افتاد ، اين را فال خير شمردم . اميدوار به لطف و احسان خداوند رحيم و كرم و دستگيرى صاحب معراج نبى كريم آن‌كه اين عاصى كهن‌سال و بندهء تهىدست پرملال و كلال را در روز جزا كه روز
« لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ »
است به كرم دستگيرى فرموده از هول محشر نجات داده از
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 643 | حاجى زين العابدين مراغه اى / م . ع . سپانلو