شفاعت بىنصيب و بىبهره نفرماييد . شفاعت يا رسول الله !
همهء ما غرق گناهايم ، نداريم اميد * به جز از لطف تو ، اى شافع روز عرصات !
نادر ، اسمش عبد الله
به طور نيك بكوش و مباش بدانديش * كه اعتبار در اطوار آسمانى نيست
به علم كه گوش و عمل كن كه به ز علم و عمل * خداى داند و من دانم و تو دانى نيست
علوم اگرچه همه زيب نفس ناطقه است * مباش جز پى علمى كه آن بيانى نيست
مباش جز به تمناى نكته آموزى * كه هيچ چيز نكوتر ز نكتهدانى نيست
چرا كه در پى آسايش سراى دگر * به غير مزرعه اين جاى خاكدانى نيست
مكن امارت دنيا ز غير خوش عملى * به قدر يك نفس اميد زندگانى نيست
به راه عقل برو كآن طريق دانايىست * به راه نفس مرو كآن طريق نادانىست ( ! )
نظيرى
بنيان شرع جعفر صادق بنا نمود * رسم عبادت على و آل وانمود
در دين ابو حنيفه به دو برد اقتدا * در شرع شافعى سخن او ادا نمود
حنبل نشست پاى ، ازو ديده در وضو * مالك نبست دست ، بر او اقتدا نمود
هر كس خلاف مذهب او مذهبى نهاد * پوشيد اجتهاد صواب و خطا نمود
( و له ايضا )
سرگذشت عهد گل را از « نظيرى » بشنويد * عندليب آشفتهتر مىگويد اين افسانه را !