تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 644

مساهمون:

ص٦٤٤
شفاعت بىنصيب و بىبهره نفرماييد . شفاعت يا رسول الله !
همهء ما غرق گناه‌ايم ، نداريم اميد * به جز از لطف تو ، اى شافع روز عرصات !

نادر ، اسمش عبد الله

به طور نيك بكوش و مباش بدانديش * كه اعتبار در اطوار آسمانى نيست به علم كه گوش و عمل كن كه به ز علم و عمل * خداى داند و من دانم و تو دانى نيست علوم اگرچه همه زيب نفس ناطقه است * مباش جز پى علمى كه آن بيانى نيست مباش جز به تمناى نكته آموزى * كه هيچ چيز نكوتر ز نكته‌دانى نيست چرا كه در پى آسايش سراى دگر * به غير مزرعه اين جاى خاك‌دانى نيست مكن امارت دنيا ز غير خوش عملى * به قدر يك نفس اميد زندگانى نيست به راه عقل برو كآن طريق دانايىست * به راه نفس مرو كآن طريق نادانىست ( ! )

نظيرى

بنيان شرع جعفر صادق بنا نمود * رسم عبادت على و آل وانمود در دين ابو حنيفه به دو برد اقتدا * در شرع شافعى سخن او ادا نمود حنبل نشست پاى ، ازو ديده در وضو * مالك نبست دست ، بر او اقتدا نمود هر كس خلاف مذهب او مذهبى نهاد * پوشيد اجتهاد صواب و خطا نمود
( و له ايضا )
سرگذشت عهد گل را از « نظيرى » بشنويد * عندليب آشفته‌تر مىگويد اين افسانه را !
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 644 | حاجى زين العابدين مراغه اى / م . ع . سپانلو