نميرد هر آن كس كه زايد درست * شود نيست چون نيست بود از نخست
كجا شد كيومرث شاه بلند * كجا جمّ و طهمورث ديو بند ؟
از امامى خلخالى
با خلق خدا سخن به شيرينى كن * اظهار نياز و عجز و مسكينى كن
تا بر سر ديده جا دهندت مردم * چون مردم ديده ترك خودبينى كن !
از انصارى
مست توام ، از باده و جام آزادم * صيد توام ، از دانه و دام آزادم
مقصود من از كعبه و بتخانه تويى * ورنه من از اين هر دو مقام آزادم
ابو اسماعيل هروى
عيب است بزرگ بركشيدن خود را * وز جملهء خلق برگزيدن خود را
از مردمك ديده ببايد آموخت * ديدن همه كس را و نديدن خود را
اشرفى سيد ، از سمرقند
تا كى گويى كه هر دو عالم * در هستى و نيستى لئيم است
چون تو طمع از جهان بريدى * دانى كه همه جهان كريم است
اعجاز هراتى
با دو عالم گشتهام بيگانه ، الفت را ببين * رفتهام از خاطر ايام ، شهرت را ببين
اى كه بىتابانه مىپوشى لباس عافيت * اول از تقويم سن و سال ساعت را ببين !
بو على سينا ، ملقب به شيخ الرئيس
مادر زمانه مثل او را نزاييده ، تأليفات زياد دارد . در جميع علوم و فنون سرآمد جهان و مشار بالبنان بوده و مستغنى از توصيف است . گويا استمداد غيبى داشت . اسم چنين شخص بزرگوار را در سلك شعرا نوشتن دور از قاعدهء انصاف و مردمى است ، ولى من باب تيمن و تبرك اسمى از آن عالى جناب كه در حقيقت سبب افتخار ايرانيان است ذكر مىشود :