تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦
نميرد هر آن كس كه زايد درست * شود نيست چون نيست بود از نخست كجا شد كيومرث شاه بلند * كجا جمّ و طهمورث ديو بند ؟

از امامى خلخالى

با خلق خدا سخن به شيرينى كن * اظهار نياز و عجز و مسكينى كن تا بر سر ديده جا دهندت مردم * چون مردم ديده ترك خودبينى كن !

از انصارى

مست توام ، از باده و جام آزادم * صيد توام ، از دانه و دام آزادم مقصود من از كعبه و بت‌خانه تويى * ورنه من از اين هر دو مقام آزادم

ابو اسماعيل هروى

عيب است بزرگ بركشيدن خود را * وز جملهء خلق برگزيدن خود را از مردمك ديده ببايد آموخت * ديدن همه كس را و نديدن خود را

اشرفى سيد ، از سمرقند

تا كى گويى كه هر دو عالم * در هستى و نيستى لئيم است چون تو طمع از جهان بريدى * دانى كه همه جهان كريم است

اعجاز هراتى

با دو عالم گشته‌ام بيگانه ، الفت را ببين * رفته‌ام از خاطر ايام ، شهرت را ببين اى كه بىتابانه مىپوشى لباس عافيت * اول از تقويم سن و سال ساعت را ببين !

بو على سينا ، ملقب به شيخ الرئيس

مادر زمانه مثل او را نزاييده ، تأليفات زياد دارد . در جميع علوم و فنون سرآمد جهان و مشار بالبنان بوده و مستغنى از توصيف است . گويا استمداد غيبى داشت . اسم چنين شخص بزرگوار را در سلك شعرا نوشتن دور از قاعدهء انصاف و مردمى است ، ولى من باب تيمن و تبرك اسمى از آن عالى جناب كه در حقيقت سبب افتخار ايرانيان است ذكر مىشود :