داروى تلخ نصيحت را به شهد شيرين كلامى درآميخته به مذاق جان و گوش روان ملت و دولت خود ريختهاند ؛ وخامت خاتمهء ظلم و سعادت عاقبت عدل را به حكمداران عالى تبار نموده ، پندهاى مفيد و مواعظ حسنه چون شير و شكر به هم آميخته در كام جان دهان ريخته ، در تهذيب اخلاق نصايح سودمند گفته ، در توحيد حضرت بارى - عز اسمه - قصايد سروده ، خاتم انبيا و ائمهء هدى - سلام الله عليهم - را ستودهاند ؛ حكايات عبرتآميز به طرز مثنوى به رشتهء بيان كشيده ، ثمرهء اعمال نيك و جزاى كردار بد را به عموم نشان دادهاند و مردم بىاستحقاق را ثنا نگفته و مداهنه در قول و فعل خود ننموده و بلكه عام و خاص را به يك نظر ديده ، تملق و چاپلوسى روا نديده ، زحمتى كه در تحصيل علوم و فنون كشيده به هبا و هدر نداده . حقيقتا شاعرى از علوم مشكله است ، زيرا كه بايد معقول و منقول باشد ، در علم كلام استاد ماهر ، صراحت و كنايه ، اشاره و استعاره ، لف و نشر مرتب و غير مرتب ، حكمت و هيئت ، معانى و بيان و اصول و فقه ، هندسه و حساب و طب نيكو بداند ، و در علم رجال و اصلاب ماهر باشد و صاحب قوهء حافظه بود ، فصاحت كلام و بلاغت بيان و عذوبت لسان داشته باشد ، در حسن اخلاق بىنظير و در نيكويى تدبير بىبديل گردد و محب ملت و وطن باشد تا به درجهاى « حب الوطن من الايمان » بداند و از مضمون
« وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ »
دور باشد ، پس هيچ صاحب عقل و تميز ذوات معالى صفات را انكار نتوان نمود [ كه ] مصاحبت و مطالعهء كتب و سخنان بلاغت نشان آنان را مغتنم نشمارد و به چنان اشخاص زبان نكوهش گشايد و ذكر جميل آنان را ياد و تذكار ننمايد ، حاشا ثم حاشا كه چنين بىمروت پيدا شود !
بزرگش نخوانند اهل خرد * كه نام بزرگان به زشتى برد
خصوصا افصح الشعراء شيخ سعدى - عليه الرحمة - كه داد سخن داده و آثار نيكو نهاده ، كلامش سراپا حكمت و نظم و نثرش تماما نصيحت ، جوانى خود را در اندرز سلاطين نيكو شيم به كهولت رسانيده و درر غرر ، در توحيد صانع بىچون ، به طرز موزون سفته و نصايح گوناگون و مواعظ از حد افزون ، كه شاه و گدا و بزرگ و كوچك و غريب و بومى از كلامش بهرهمند و از اندرزهاى سودمندش مستفيد و مستفيضاند ؛ بىذكر خير و ياد چنين بزرگوار منافى عقل و انصاف است . ولى هستند سارقان صنعت و طراران طريقت كه از علوم اخلاق بىبهره و به يافتن چند قافيه مثل كار و بار و خار ، اضطرار و اقتدار ، افكار خود را صرف مدح ظالم و هجو مظلوم و اهانت معصوم كرده ، دين خود را به دنيا فروخته ، جز وزر و و بال نيندوخته ؛ چنين كسان كه عزت نفس ندانسته بدى را بر نيكى ترجيح دهند ، جز ملعنت به چيزى نسزند .