ياور است و اقبال رهبر ، و طالع بلند بر اين بقعهام رهنمون شده .
بختم آورده به صد خون جگر تا در دوست * مژه بر هم مزن اى ديده كه خوابم نبرد !
رفتم تا رسيدم به جايى كه مانند دروازهء اولين از درختان طاق ظفر افراشته و دو نفر قراول در يمين و يسار ايستاده ، تفاوتى كه دارند در رنگ و لباس است . اين قراولان سرخپوش و شاخ و برگ درختان تماما سرخ و لعلگون بود . به قاعدهء اولى پيش رفته سلام داده و جواب شنيده اذن دخول خواسته ، به اشاره مأذون شدم . با خط سرخ بىلوحه در بالاى طاق « يا حق يا مدد ! » منقوش بود . من هم « يا حق يا مدد ! » بر زبان آورده داخل شدم . چمن و درختان سوسن و صنوبر جميعا لعلگون و به رنگ لعلگون بود . به خيال آورده كه شايد به كرهء مريخ رسيدهام ، زيرا شنيده بودم كه در كرهء مريخ جميع اشجار و نباتات حتى بال و پر مرغان به رنگ سرخ است . در جويبارها آب زلال و صاف و روان ولى ته جوىها رمل مانند ياقوت رمّان ، و من بىخودانه از پى وصل دوست موهوم افتان و خيزان ، گويا قوهء كهرباييه مرا مىكشاند .
رشتهاى بر گردنم افكنده دوست * تار و پودش از محبتهاى اوست
گاه دوزخ گه بهشتم مىكشد * مىكشد آنجا كه خاطرخواه اوست
باز در رفتن تعجيل نموده ، كسى را نمىبينم كه احوال پرسم ، و اگر بودى هم مجال سؤال و جوابم نبودى . تا رسيدم به طاق ديگر ، باز دو نفر جوان با رخسارهء پر نور - « كانهما لؤلؤ منثور » - به قانون قراولان سابق در چپ و راست طاق ايستاده ، در دست هر يك عمود طلايى از نور ، در سر طاق « يا حق يا مدد ! » مسطور ، در بالاى آن اين حروف رديف هم در هوا بلاواسطه نمودار « ا - ى - ر - ا - ن » . به قراولان رسيده سلام گفته ، عليك شنيدم . اذن دخول خواسته ، به قرار پيشين مأذون به ايما و اشاره گشتم . باز هم فرق بين اينها و سابقين همان لباس است كه ميل به كبودى ، رنگ خوشنماى غير معروف ميان ناس بود « يا حق ، يا مدد ، يا ايران ! » گفته داخل شده ، قدمى پيش گذاشتم .
وهوه چه خوش صفا ، چه باصفا و چه نيكو هوا ! چشمههاى آب از هر طرف روان ، مرغان خوش الحان در شاخسار درختان نغمهزنان و من واله و حيران و بر صنع آفريدگار نگران و ريگ جويبارها درّ غلتان و لعل مرجان ، درختان پر اثمار با همديگر توأمان ، سنبل و ضيمران در كنار جوىها چمان در چمان ، سرو و شمشاد در اطراف جويبار خرامان -
« جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ »
.
قدرى پيش رفته جمعى را ديدم نشسته و گروهى دسته دسته ؛ نمىدانم حورند يا