منقول است كه روزى شخصى از حضرت امير المؤمنين على - عليه السلام - سؤال كرد : « سبب چيست كه مؤمنين خواب بينند ، گاهى اثر بخشد و گاهى بىاثر ماند ؟ »
حضرت فرمودند : « همينكه مؤمن به خواب مىرود ، اگر روح او به سماوات عروج نمايد ، آنچه در عالم رؤيا مشاهده نموده مؤثر و از رؤياى صادقانه است ، و اگر در عالم سفلى سير كند اضغاث و احلامست » .
سائل عرض كرد : « پدر و مادرم فداى تو باد ! در حالت نوم روح از بدن انفصال مىيابد و قطع علاقه مىكند ؟ »
فرمودند : « نه ، اگر چنانچه روح از بدن قطع علاقه كند انسان مىميرد ، بلكه چون شعاع آفتاب همه جا را سير مىنمايد ولى به آفتاب اتصال دارد نه انفصال . »
اين است كه مىگويند اگر خواب معتبر نبودى ، حضرت شرط صحت بيان نفرمودى و دليل بر صحت خواب اينكه اكثرى از انبيا را در خواب الهام مىشد ، چنانچه خواب حضرت يوسف - عليه السلام - را معجزهء او مىدانند و خواب حضرت ابراهيم - عليه السلام - را خداى تعالى در كلام مجيد به حبيب خود خبر مىدهد :
« إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ »
، و در حق خواب رسول اكرم - صلواة الله عليه و آله - مىفرمايد : « لقد صدق الله رسول الرؤيا بالحق . »
خلاصه ، در خصوص رؤيا روايات كثيره است و خواب بر چند وجه است : خواب سلاطين عادل ، خواب فقها و علماء كامل ، خواب انبيا ، خواب فاسق ، خواب غنى ، خواب فقير و غيره . از جملهء چند مسئله كه طبيعيون نمىتوانند با عقيدهء باطل خود مدلل و ثابت نمايد يكى هم همين رؤياست . گويند :
از بطون خواب ، كس واقف نشد * گفتمش خواب است تعبيرات خواب
خلاصه ، صحت خواب را اين بندهء نگارنده بدون شك و ريب ديده و سنجيدهام ؛ چندين بار بىخيال و افكار خواب ديده ، سريعتا تأثيرش مشاهده شده و حقيقتش آشكار گشته . الحاصل ، مطلب را خواب يا خيال دانند ، در هر صورت به چگونگى مطالب صدق و كذب او ننگرند . غرض ما از اين صغرى و كبرى اداى مطلب است نه تحقيقات خارجى . « انظر بما قال و لا تنظر لمن قال ! »
فسانه از پى خوابش كنم بهانهء خويش ، * بدين بهانه مگر گويمش فسانهء خويش