رحيم است كه در نافرمانى از جهت فروعات - كه حق الله باشد - به زلال رحمت مىشويد ، ولى حق ايتام و حقوق بيوهزنان يهود ، گبر ، نصارى را چه توان كرد ؟ و اگر آن مقام از جميع اظلام مأمن امان است ، از لشكر شقاوت اثر عمر سعد و شمر - عليهما العنة - چهقدرها در آن مقام مقدس كشته شدند ، با اين كلمه لازم آيد كه - استعيذ بالله - ايشان آمرزيده باشند ؟ عقل كه نبى باطن است منكر اين معنى مىباشد . ملك نقاله را - كه مىدانيم - نمىگذارد خبيث بر آن تربت پاك بماند ؛ و همين قسم است نقل جنايز كه جز سود ناقل و تسليت خاطر وارث منقول فايدهء ديگر ندارد . مگر فراموش كردهاى حاجى مرحوم دعوى مكارى و صاحب جنازه را حكايت كرد كه در كم و زيادى اجرت كار به مشاجره و منازعه كشيده ، يك استخوان ساق مرده را مكارى برگرفت ، ديگرى را ولى مرده به سر همديگر كوبيدند ؟ »
بارى ، برخى از اين مقال نصايح كردند . بعد حاجى تبريزى و ميرزا رفتند ، من هم برخاسته نماز گذارده ، رقتم دست داد . مدتى گريسته بىاختيار خوابم در ربود .
چون در اين كتاب مقدس مقصد اصلى خواب يوسف عمو و در تعبير خواب آن سخن گفته خواهد شد ، لهذا لازم آمد در چگونگى خواب هم مختصرا شرحى داده شود .
اجمالا چنين شنيده و در بعضى از كتب اينگونه ديده شد كه رؤيا بر انواع چند است : رحمانى ، شيطانى ، خيالى ، بخارى و غيره ، بعضى را معتبر و برخى را بىاعتبار دانند . از آن جمله مىگويند هر كس كه حضرت خاتم الانبيا ( ص ) و يا يكى از ائمهء هدى - سلام الله عليهم اجمعين - را در خواب بيند كه فرمودند « فلان چيز حلال است و يا فلان حرام . » و حال آنكه آن چيز در شرع و نص قرآن حلال باشد ، يا به عكس در خواب حرام را حلال نمايند و يا حلال را حرام ، عمل كردن بر اين خواب جايز نيست ؛ بدين دليل خواب هيچ اعتبار ندارد .
اكثرى از محققين با شرايط خواب را معتبر دانند ، در خصوص تعبير از كتب و رسايل بسيار نوشته شده و گفتهاند : خواب به چهار قسم است : يكى خيالى ، دوم غذايى ، سيّم آشفته ، چهارم حقيقى .
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 558
مساهمون: حاجى زين العابدين مراغه اى
ص٥٥٨