اقامت افكنده مقرر داشتند كه هر يك پاسى از شب را بيدار بوده نگهبانى نمايند .
اول شب عابد با خياط خوابيده نگهبانى به عهدهء درودگر مفوض شد . درودگر به جهت دفع نوم هيكل آدمى از چوب تراشيده بعد از اتمام عمل خياط را بيدار كرده به خواب رفت . خياط هيكل را ديده لباسى به اندازهء تن او دوخته بپوشانيد .
چون ثلث كشيك او هم به اتمام رسيد عابد را بيدار كرده مشغول خواب شدند .
عابد ملاحظهء صنعت رفيقان نموده ، تهجد به جا آورد . دست تضرع به درگاه قاضى الحاجات برآورده استدعاى حيات از بارگاه حضرت مجيب الدعوات نمود .
دعاى عابد به هدف اجابت مقرون شده خداوند محيى الاموات چوب را حيات بخشيد . چون صبح شد هر يك در تملك او مدعى ديگرى شد .
اى صاحبان قلم و معرفت ! شما راست كه بعد از اين به اين نگارش - كه قالب بىلباس و روح است - لباسى آراسته و روحى بدميد كه حياتى بگيرد . از آنجايى كه اصل هيكل را اين بىبضاعت سراپا تقصير تراشيده اميدوار است كه حصهاى از اين فيض ، كه دم زدن از حب وطن است ، به اين بنده عايد گردد .
اين ايام نه آن زمان است كه ارباب قلم و افكار اوقات خود را صرف خوليا و افسانههاى واهى و اراجيف بىمعنى مثل گذشتگان نمايند كه جز موهوم چيزى حاصلشان نخواهد بود ، بلكه مانند فضلاى افرنج [ فرنگ ] و ژاپون وظيفهء نوعپرستى و آداب انسانيت را به عوام بفهمانند و حالى نمايند كه مصدر تمام نيكبختىها نام مقدس وطن ، و حفظ آن به عموم اهل وطن واجب عينى است . اگر ترجمهء رسالهء وطنيه را - كه اكنون ژاپونيان داخل پروگرام تعليمات اطفال نمودهاند - در اينجا شرح دهم به طول انجامد ، ان شاء الله در موقع ديگر به ترجمهء آن هم مبادرت خواهد شد و تمام رسالهء وطنيهء ژاپون را به قلم خواهيد آورد .
مختصرا در هر دولت درس ابتداييهء اطفال عقايد مذهبى و تهذيب اخلاق و مقدمات حساب و حسنخط و غيره است ، ولى ژاپونيان وطنيه را يك رسالهاى مثل عقايد مقدس و در احترامات آن ، مانند آيات آسمانى ، واجب التقديس مىشمارند . مثلا اگر كلمهء وطن را در جاى غير مناسب ببينند ، مثل كلمات مقدسه ، برداشته حفظ مىنمايند و در اوراقى كه كلمهء وطن باشد نمىسوزانند و اين عمل را گناه عظيم مىپندارند ؛ كسى جرئت ندارد كه بر زبان آورد وطن خراب يا ويران ژاپون ، چنانچه ماها را تكيهء كلام شده كه در سر هر صحبتى مىگوييم « خراب شده ايران » ، ولى نتوانيم گفت خراب شده مسجد الحرام يا
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 554
مساهمون: حاجى زين العابدين مراغه اى
ص٥٥٤