استوار نموده است ؟ كدام يك از بستگان او به يك گونه عمل خيرى اقدام نمودهاند ؟ اگر قدرى خود از در انصاف درآيد و از جهل و خود غرضى بگذرد ، يك كلمه پاسخ به اين اعتراضات پيدا نخواهد كرد . ترقيات ملل متمدنه به سبب همين نكته است كه در انتخاب صدر اعظم و رييس شورى و رييس بلديه و حكومت يك ايالت و ولايت و رييس يك شركت از بانك و غيره ملاحظهء علم و اطلاع و سنخيت مىشود و در ايران [ در ] هيچ امر خصوصا در صدارت و ساير عهدههاى دولتى اين ملاحظات ابدا در پيش نيست .
بالجمله ، آنچه گفتيم ادله و براهين آنهمه در دست است و حاجت به گفتوگو و بحث نيست ؛ با وجود اين تفاصيل ، شما از جانب موكل خود قانونا و كتابا و وجدانا براى مدافعه سخنى باقى داريد ؟ آيا به اين اجوبه قانع خواهيد شد يا خير ؟
بلى ! همهء اين تيره روزگارى و بدبختى را عدم قانون و معارف دعوت مىكند و مانع قانون جز يك نفر رييس دربار - كه موكل شما باشد - در اين دورهء ايران كسى ديگر نبوده ؛ در ظرف سى سال رياست ، اين ملك و ملت را به حالتى انداخته كه اينك خودش از ثبات و بقا و استقلال خويش مأيوس شده و مانند ابوسفيان كه به بنى اميه وصيت مىنمود ، او نيز به متعلقان خود توصيه مىنمايد ، كه وقت را غنيمت بشمرند ؛ غافل از آنكه باطن وطن و حقانيت اين خاك پاك هزارها اينگونه خائنين خودى و بيگانه را به خاك مذلت نشانيده و افكار مفسدتكارانهء آنان را باطل گذارده و مجال نداده كه به جز از كشته بدروند . اگر موكل شما به تاريخ رجوع نمايد و احوال خائنين بدين خاك پاك را به دقت نگرد ، شايد عبرت گرفته از كردارهاى خويش ندامت حاصل نمايد .
قدمت وطن مقدس ما مؤيد استقلال دايمى اوست . گمنام نمودن اين چنين دولت محترم معزز قديمى از قدرت دول و ملل خارج ، بل مخالف تاريخ عالم است . شاهد صادق آنكه اركان مجلس شوراى جميع دول معظم ملتفت مهالك اين امر خطير و سوء نتيجهء اين قصد مهم هستند ، كه در آمدن ميان يك ملت واحده امرى سهل و آسان نيست .
ولى بدبختانه وكلاى خود ايران ابدا از قواى معنوى خويش خبر ندارند . عقلاى جميع ملل مىدانند جهت تسخير و آرام نمودن و پس از آن به آبادى پرداختن مملكت ايران - كه آيا عاقبت بتوانند يا نتوانند از او بهره بردارند - هزار مليون زر نقد و چند مليون قشون لازم و در كار دارد ، و هم اقلا به قدر نصف و يا ثلث اهالى ايران از ملت خودشان بايد به اين خاك پاك نقل دهند ، و اين كار را چنگيز خونريز كرد ؛ ولى با اين تدابير هم ايرانيان چنگيزيان را قلب در خود نمودند و ابدا در ايرانيت آنان انقلابى حاصل نشد و دولت به خودشان انتقال نموده ؛ اينها همه در نقشه و خريطهء تاريخى ايران ثبت است ،
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 525
مساهمون: حاجى زين العابدين مراغه اى
ص٥٢٥