تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
پنج و شش كرور وصول مىنمايد . با اين همه بخشش‌هاى بىمعنى و مصارف بىمصرف ، اين ذخيرهء ظاهرى اوست ، غير از كرورها كه به بانك اجانب به سود گذارده ، بعد از مردن وى [ كه ] ميان ورثه بر سر تقسيم جنگ اوفتد ، همه ظاهر خواهد گرديد . با اين منافعى كه از ملت و دولت برده و مىبرد ، يك دفعه به خيالش خطور نكرد كه جهت ترقى ملت و دولت قدمى بردارد و اساسى برپا نمايد ، هم يادگار پسنديده‌اى از خود بگذارد و هم دولت و ملت از او بهره‌مند شوند . در سى سال رياست مطلقه كه مقتدر بر همه چيز بود ، كدام راه صعب المرور را هموار نمود ؟ كدام سنگ را از پيش پاى دولت و ملت برداشت ؟ كدام بناى خير را از مسجد و مكتب و مدرسه بنياد نمود ؟ به جاى اين‌كه در خور ترقى ملت بنياد بيمارخانه و يتيم‌خانه نمايد و ايتام و ابناى فقراى ملت را در آن دايره جمع نموده از تكدى و سفالت و مرگ‌هاى به غير موقع رهايى دهد ، صبح كه از خانه سوار كالسكه شده به دربار تشريف مىبرد ، ده تومان « پناباد » به جيب ريخته ، جهت سير و تماشا و خودنمايى جلو فقرايى كه در رهگذر ايشان افتاده مىپاشد و عموم مردم را به تكدى دعوت مىكند . ميرزا تقى خان اتابك - كه روانش شاد باد ! - سه سال بيش صدارت ننمود ، تكدى را در ايران از ميان برداشت ، صنايع را چه‌قدر ترقى داد و از براى رفع احتياجات چه كوشش‌ها كه ننمود ، تسلط اجانب را به كلى از مملكت دفع داد ، اختيارات هر طبقه را محدود داشت ، چه‌قدر بر اهميت عساكر ايران افزود ، وزارت ماليه و جنگ كه روح مملكت و دولت است تا چه درجه اصلاح كرد . موكل شما اقلا اگر يك بيمارخانه بنياد كرده بود ، شما مىتوانستيد در حق او مدافعه بنماييد . غير از آن‌كه ماليهء مملكت را محو ، خزانهء ملت را بر باد فنا داد ، قواى مربيهء دولت را به تحليل برد ، همه‌گونه خار در راه ترقى دولت و ملت پاشيد ، تسلط اجانب را در ايران به درجه‌اى رسانيد كه اهالى در دست نوكران مأمورين اجانب - كه از رعاياى ايران و برادران خودشان‌اند - « كالميت بين يدى الغسال » شدند ، هزار گونه امتيازات خانه برانداز - كه يك از آن‌ها جهت محو يك دولت و ملت كافى است - با كمال بىپروايى به اجانب داد ؛ جميع بستگانش هم از خراب‌كارىهاى او همراهى مىنمايند . گويا وطن وطن آنان نمىباشد . كسى حقوق دشمن خود را راضى نمىشود تا اين درجه پايمال شود كه اين مردم حقوق دولت متبوعهء خويش را پايمال و فداى اغراض نفسانى خود مىنمايند . در سى سال كدام دو خشت را جهت ترقيات و يا حفظ ملت و صيانت روى هم گذارده كه بتوانيد بگوييد در مقابل اين همه ظلم و ستم و بىاعتدالى ، اين بنا را هم