تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
سبب ميرزا على اصغر خان ، شخص اول دربار ، مىباشد كه با عدم اطلاع سى سال كامل - كه موقع همه‌گونه ترقى براى ايران بود - رشتهء امور جمهور را به كف بىكفايت خود گرفته قول هيچ ناصح را نپذيرفت ، عموم وكلاى بادرايت و كياست را از سر كار دور و فرومايگان و جهال را دور خود جمع نمود ، سد آهنين در پيشرفت معارف كشيد . ملل ديگر داراى صدها دار العلم گرديده و صاحب هزاران روزنامه‌هاى سياسى آزاد و رساله‌هاى علمى و فنى و ادبى گشته و به قوت علم داراى ثروت‌هاى فوق العاده گشته و صاحب ثروتان آنان دم از مليون و مليار مىزنند . در جميع بسيط خاك - كه امروز به نور علم و هنر منور گرديده است - ايران را در حالت يك نقطهء سياه بسيار ظلمانى نگاه داشت و مردمان را از هرگونه سعادت محروم گذاشت ، كه غيوران ملت بايد چشم به ترقيات ديگران دوخته ، آه سرد از دل پردرد كشيده ، با خاطر محزون و جگر پرخون و ديدهء گريان ، وا وطناگويان ، سر به تيرهء تراب كشند . آيا اين سخنان محل انكار و مدافعه تواند بود ؟ مدعى العموم : بلى ، هست ! وكيل وجدان : بفرماييد ! مدعى : نخست همهء اين اساس ترقى و سعادت و اسباب پيشرفت امور دول - كه شما مىبينيد - به ترتيب دايرهء معارف و احداث مكاتب بسته به وجود پول است ، كه در ايران حكم كيميا را دارد . دوم تقويت سلطان كه تا حال به وقوع نپيوسته ، اگر وزيرى به عمل نيكى اقدام نمايد سبب عزل او مىشود . هيچ كس عزل خود را طالب نيست و همه كس خواهان رياست و شايق مداخل است . وكيل وجدان : قبل از آن‌كه اين پاسخ را بدهيد مىدانستم چه خواهيد گفت ، ولى مقصود من همين بود كه خودتان اين عذر ناپسند غيرمقبول را بياوريد . مانند مدافعات ديگر شما ، كه هر كس سخن از اصلاح گويد فورا به او جواب مىدهيد كه اعلى حضرت شهريارى مانع است ، و يا عدم وجه را بهانه و انكار علماى اعلام را دست‌آويز خود نموده و برخى اوقات هم ، كه دست چارهء خود را از اين سه رشته كوتاه ديديد ، دول همجوار را مانع قرار مىدهيد . اولا معاذ الله از چنين تهمتى كه به ذات اقدس شهريارى زده مىشود « هذا بهتان عظيم ! » هيچ عقل سليم اين مدافعه را مقبول نخواهد شمرد ، خصوصا در مادهء اين شهريار عدالت‌پرور و خسرو دادگستر و پادشاه معارف دوست ترقىخواه ، يعنى اعلى حضرت اقدس مظفر الدين شاه - روحنا فداه - كه معارف‌پرورى و عدالت‌گسترى و رعيت‌دوستى و ترقىجويى اين پادشاه دين‌دار بر همگان « كالشمس فى