شمردن سيئات اعمال و سوءافعال او را در مأموريت سى و يك سالهء صدارت در اوراق منتشرهء طهران ، و يكان يكان التجا كردن به مراحم ملوكانهء پادشاه رئوف مهربان ، پريشان شدن حال درباريان و سوء خاتمهء كار ايشان .
« تا پريشان نشود كار به سامان نرسد . »
مجملى از مفصل
جلد دوم سياحتنامهء جوان نامراد ، جوهر غيرت و چكيدهء وطنخواهى ، ابراهيم بيگ ، با خاتمهء روزگار زندگانى او به انجام رسيد . با كمال تأسف در مرآت تصور خود مشاهده مىنماييم كه دشمنان اين نامه - كه در نخستين درجه بىطرفانه و خالى از هرگونه غرض و مرض نگارش يافته - بيش از محبان و هواداران او خواهد بود . چنانكه در جلد نخستين از اعمال و افعال طبقه و صنفبندى ذكر شده بود ، در اين جلد نيز شمهاى از حال وزرا ، سفرا ، كارپردازان ، ملانمايان ، شعرا ، سادات ، طبيب ، منجم ، داروغه ، تجار ، بنكدار ، انباردار ، مرثيهخوان ، درويش ، رمال ، ترياكى ، لوطى ، بابى و غيره ، به طور كنايه و يا صراحه ، نگارش يافته ؛ لذا مسلم است به طبع آقايانى كه اندك به اغراض شخصى مبتلا مىباشند و هيچ سخن حقى را تسليم نمىنمايند ، گران خواهد آمد و به محض شنيدن نام كتاب ناديده و ناخوانده در عليه مؤلف او برخواهند خاست و ناسزايى چند خواهند گفت .
از اين است كه آنچه در مقدمهء جلد اول نگاشته در اينجا تكرار نموده از درگاه قادر منان براى ايشان خير و صلاح را مسئلت مىنماييم و درخواستى از حضور ايشان نداريم مگر اندك تأمل در مندرجات كتاب و ذرهاى انصاف ؛ چنانچه سر مويى در آنچه نوشته شده افترا و دروغ و مبالغه مشاهده نمايند ، هر اشتلمى كه دربارهء نگارنده روا ديده بگويند ، بر ايشان حلال مىنمايم .
همهء گفتوگوهاى معايب و اثبات نواقص از يك چيز نشأت نموده ، كه آن عبارت است از عدم قانون مساوات كه الحق منبع جميع عيوبات مىباشد . عدم قانون و فقدان اصول مساوات ، عدم دانش و آگاهى ، سد طريق معارف و عدم موجودگى مكاتب منتظم و محو آزادى افكار و اقلام را دعوت مىنمايد . با آنكه بايد پنجاه سال قبل ملت ما قدم در شاهراه ترقى گذارده باشد و از اكثر ملل كسب تفوق و برترى نموده ، استبداد و افكار متجاوزانه وكلاى امور ملت را در وحشتسراى ظلمانى جهل محبوس داشته و نمىگذارد احدى بر وضع خود و از احوال عالم آگاهى حاصل نمايد . پس از آنكه اختر