تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠
نباشد محكمه حق دارد در غياب مدعى عليه حكم دهد از روى قانون ، خواه بر عليه و له باشد ؛ ولى حكومت از طرف خود وكيل جهت مدافعهء آن شخص معين مىنمايد كه بتواند از راه قانون متهم را از ياساى قانون خلاص نمايد . از طرف حكومت مدعى عمومى كه در زبان اروپا « پروكورور » گويند - اين كلمه هنوز به ايران داخل نشده ، بلكه در عصر نوشيروان هم نبوده است - در نهايت سختى ايستاده جد و جهد مىنمايد كه تقصير متهم را ثابت كرده جزاى حبس يا طرد و يا جريمه بدهد . بسا مىشود وكيل يا مدعى عمومى در سر اين مسئله كار را از مذاكره به مجادله مىرساند . مدعى عمومى مأموريت بزرگ و مقام عالى دارد ، وكيل قانونى ناظر پادشاه است و وكيل ، وكيل قاتل و يا دزد و يا خائن دولت است ؛ با وجود اين ، مدعى عمومى حق ندارد خارج از قانون در محكمه به او قهر و يا حدّت نمايد . بعد از استماع شهود و دلايل ، محكمه با اكثريت آرا قرار مىدهد كه معصوم است يا مجرم . هكذا ، اگر متهم بىچيز و قدرت وكيل گرفتن نداشته باشد ، باز حكومت از خود حق وكيل را داده براى مدافعهء مقصر تعيين مىنمايد . شايد بعضى اين قول را قبول نكنند كه چه طور مىشود مدعى را كه حكومت خود گرفته و حبس كرده باز جهت آزادى او وكيل را حق داده مقرر نمايد . بلى ! چنين است كه عرض كرديم . اين هم يكى از اسرار قانون مساوات و عدالت است كه ما اهالى ايران مسبوق بدان نمىتوانيم شد ، چنانچه كيفيت رنگ سرخ و سبز را به هيچ بيانى به كور مادرزاد نمىتوان فهمانيد . بارى ، متهمى كه حضور ندارد و يا فقير است و نمىتواند خود وكيل مقرر دارد ، محض آن‌كه از روى قانون او را نجاتى حاصل آيد ، حكومت وكيل از طرف او قرار داده تا قاضى و ناظرين باوجدان خودشان فتوا دهند كه معصوم است يا مجرم . خوب است ما هم نزد خود محاكمه‌اى تشكيل ، وجدان خويش را قاضى قرار داده و براى مقصرين غايب هم وكيل مدافع برقرار داشته تا از روى انصاف محاكمه شود .

محاكمهء وجدان

وكيل وجدان : سبب اين‌همه قيل و قال و داد و فرياد ، عدم قانون و فقدان اسباب تربيت ، از سد مكاتب و ضعف معارف است . ايران ضعيف شد از وقتى كه دست [ هاى ] قوى قلم ارباب بصيرت را شكستند و از روى خيالات فاسده دانشمندان را محو و طريق دادخواهى را سد نمودند و ، و ، و ، و . . . اين بدبختىها نه از خدا و نه از طبيعت و نه از فلك كج‌رفتار و نه از بىدرايتى ملت و نه كوتاهى اساطين دين و نه از ذات اقدس شهريار است ؛ بلكه همهء اين ذلت و خوارى را