داخله هيچ وزير ايمن نبايد باشد كه او را به بدترين عقوبت دست جلاد مىسپارند و يا با رذالت و زشتى تمام معزول مىنمايند ؛ چنانكه اتابك اعظم ميرزا تقى خان امير نظام غسل توبه در حمام كاشان كرد كه ديگر در دولت و مملكت بىقانون و نظام وزارت و صدارت نكند ؛ و كذا در يادآورى حال حاجى ميرزا آقاسى كسى نيست كه بحر خزر را ياد آورد و به او لعنت نكند ؛ و داغ هرات به سينه كشيدن براى يادگارى نام ميرزا آقا خان نورى تا قيامت كافى است . همهء اينها از عدم مجلس شورى و پارلمنت است كه فلان وزير نطق مىفرمايد كه اگر مجلس تشكيل شود شكم اعضاى شورى را پاره كند .
پس از اين بيانات مىگويم زهى خيال باطل و افكار جاهل ! ديگر نتوان شرح و بسط در خير و شر اينگونه خيالات دور از عقل و انصاف داد و اين را با كمال عجز و انكسار عرض نموده سخن را خاتمه مىدهد . چاكران صادق پادشاه بايد در اين دور و زمان آزادى را پيشنهاد خاطر خود ساخته و فرصت را غنيمت دانسته ابدا فوت وقت به باطل نكنند و همه تن در فكر بهبودى و مداواى وطن بيمار و مريض خود بوده در علاجش بكوشند و جنبش فرزانهء مردانه نمايند ، شايد به دستيارى سعى و غيرت وزراى وطنپرست و پادشاهپرست اين مرض مزمن وطن و ملت شفا پذيرد ؛ و « بالله التوفيق و عليه التكلان » گفته آنچه لازمهء سعى و غيرت است به عمل آرند و حق بگويند و حق بشنوند كه عاقبت كلام حق اثر خود را مىبخشد .
اكنون كه به دست اختيار است * هنگام تميز و فكر و كار است
با شاهد علم و حلم بنشين * دامن ز شتاب جهل برچين
اى صاحب عقل چشم عبرت بگشا * اى صاحب هوش قدر اين نسخه بدان
اى آنكه تو را ديدهء عبرتبين است * بر حال دل گمشدگان نوحه بخوان !