گرديد به نقشهء پطر كبير در حملهء بر هندوستان .
مقصد اصلى اين است كه رجال دولت ايران را لازم گرديده كه از امروز اين نكتهء اهم را از مدنظر دور نفرمايند . البته هستند كسانى كه در حل اين مسئله صاحب فكر سليماند ، اما گمان نمىرود شخص رييس اول رجال دولت خود را محتاج به قول و فكر ديگران داند و از كسى سخن صدق و راهنمايى بشنود كه نفع شخصى او در آن نباشد ولو دولت او را بسيار مفيد گردد .
من چه گويم در همه ده زنده كو * سوى آب زندگى پوينده كو ؟
ما مىخواهيم فقط شرح دهيم كه مسئلهء « هند خانم » يعنى معشوقيت هندوستان و رقابت اين دو عاشق بىقرار چه بلاها به سر جهانيان مىآورد . با اينكه در ايران يك فرسخ راه نيست ، يك باب دار العلم نيست ، تجارتخانهء صحيح از روى فن نيست ، يك فابريك نيست ، قانون نيست ، هيچ نيست ، نيست ، نيست ، مع ذالك بايد ديد شورى كه مسئلهء هندوستان به جهان انداخته و مىاندازد تا حال به ايرن چه كرده است ؟
آمدن « سرجان ملكم » به ايران جهت هند بود كه با سخنان شيرين و مواعيد دروغين كار ايران را صد سال عقب انداخت . حملهء محمره و رفتن هرات ، وداع گفتن بلوچستان ، مسقط ، تمام بحر عمان و سيستان هم در مسئلهء هندوستان بوده و هست .
حالا غرض از تفصيل تا يك درجه معلوم گرديد كه در آخر باز طرح اول يعنى نقشهء پطر را - كه از [ راه ] خاك پاك ماست - روسها در نظر خواهند گرفت . مقصود اين است كه از روى پلتيك براى آيندهء ما اين مسئله خيلى لازم به تشريح و بحث است . افسوس كسى در اين فكر نيست و اگر احيانا در دل بعضى هم خطور كند و به موقع بحث و مذاكره گذارند ، در فكر چاره نمىباشند و ابدا تفكر در اين معنى نمىكنند كه علاج واقعه را پيش از وقوع كرده باشند . اگرچه اين فقره در زبان بزرگ و كوچك جارى است ، ولى هيچ كس از ما علاج واقعه را پيش از وقوع نكرده و پس از وقوع هم كار از كار گذشته و علاجش متعسر بلكه محال خواهد بود .
بديهى است علاج اين نوع امور مهمهء عسير در يك دولت به خيال و افكار يك نفر و دو نفر صورت انجام نپذيرد . در امور عمدهء دولتى و سياستى مجلس شوراى بزرگ با قانون درست صحيح بايد ، كه فعلا او را نداريم . و اگر مجلس قرار دهند همينها كه دم از تمدن مىزند و از مدنيت سخن مىگويند ، يعنى همين حريفان دوستنما ، مانع شوند .
چنانكه يكى از موثقين مىنويسد :
« بيچاره ميرزا تقى خان امير نظام را دايما محرم راز و هواخواه بودم ، خصوصا