تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
ايمپراتور را دو منفعت ملحوظ و منظور آمد : يكى اين ممالك وسيع و صحراى بىپايان « سيبريا » آباد و محل سكنى گردد و ديگرى از اين راه پى به مقصود برد . و اين نقشه را كشيده امر به ساختن راه‌آهن سيبريا نمود . چون در اين اقدام ثروت بسيار بزرگى لازم بود با فرانسه عقد اتفاق بست و وجوه كليه از فرانسه استقراض نمود و صرف ساختن راه‌آهن سيبريا كرد . راه‌آهن كه به نصف رسيد ، انگليس‌ها كه بدوا گمان نمىكردند تدارك اين مبلغ گزاف به روس‌ها ميسر شود و از عهدهء چنين كار بزرگ برآيند ، به خود آمده ، وقتى معلوم كردند كه آن‌چه را محال پنداشته بودند قريب به اتمام و انجام است و اين‌ها غفلت داشته‌اند ، لذا فورا درصدد تمهيد برآمده كه در اروپا جنگ بزرگى بلكه جنگ عمومى بر پا نمايند و ضمنا روس را از اين تشبث بازداشته و اقدامات او را ناتمام گذارند . اولين اسباب اختلال ، ارامنه را قرار دادند و آن سبك مغزان را به دولت متبوعهء خود - كه عثمانى باشد - شورانيدند ؛ روس‌ها مطلب را دريافته اعتنا ننمودند . چندين هزار نفوس ارامنه مفتا مفت قربان تمهيد پلتيكانهء انگليس گرديد . از اين اقدام چون مقصود حاصل نشده كار از پيش نرفت ، يونان را تحريك كرده ، جنگ ترك و گريك [ يونان ] را بر پا كردند . باز روس‌ها ملتفت نكته شده اعتنا نكرده در راه خويشاوندى يونان را نصيحت كردند و به تدابير صائبه قطع محاربه را نمودند . باز مرام انگليس حاصل نگرديده مسئلهء كريد [ كرت ] را پيش كشيد ، از آن هم انگليس‌ها به آرزو موفق نگشتند . اگرچه در مسئلهء كريد به يك درجه موفقيت براى آن‌ها حاصل شد ، چه انگليس از ديرباز از جزيرهء كريد دل‌نگران بود كه مبادا به دست روس‌ها اوفتد ؛ چنانچه چند سال پيش انتشار يافت كه دولت عثمانى كريد را به واسطهء شاكر پاشا ، سفير پطرزبورغ ، به روس‌ها در مقابل صد ميليون منات و يا يك ولايت قفقازيه مبادله كرده و يا مىكند . پس از تحقيق ، انگليس‌ها قدم سعى پيش نهاده با هر وسيله و تدبير بود معامله را به هم زدند . چون روس‌ها را در بحر سفيد پناهگاهى براى آرامش كشتى و انبار زغال لازم بود كه دسترس به درياى هند و بحر اصفر ژاپون باشد ، در هنگام ضرورت بحر بالطيق [ بالتيك ] به مقصد او دور بود ؛ اين شد كه كريد را از خريطهء عثمانى موضوع كرده خواست به ادارهء خود شامل نمايد . پس از مأيوسى از تدابير خود كه دولت انگليس را حاصل آمد ، چاره‌اى براى او نماند مگر اين‌كه دست توسل به دامان « ميكادو » ايمپراتور ژاپون فراز كرده خواهش اتفاق نمود و عهدنامه بست كه دفع روس‌ها را از راه مانچورى و تبت به سمت هندوستان و دستيارى او بنمايد . اگر چنانچه دولت ژاپون را سد متين هندوستان قرار دهد ، در اين صورت روس‌ها باز خواهند