تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
اگر در سخن مبالغه يا كذب يابند مستحق طعن و لعنم شمرند . اگر چنانچه صدق و سادگى او را اقرار فرمايند ، آن‌چه انصاف هموطنان است در حقم همان را اميدوارم .
مگر صاحب‌دلى روزى به رحمت * كند در حق اين مسكين دعايى . »

بازگو از نجد و از ياران نجد

در خاتمهء جلد اول اين سياحتنامه ، بنا به قول يك از دانشمندان وطن ، مقاله‌اى به عنوان « پوليتيك ايران چيست ؟ كشتى دولت به كجا مىرود ؟ و خيالات دو همسايه كه عبارت از پلنگ صحرا و نهنگ دريا باشند چه چيز است ؟ و اصل و لبّ پوليتيك ايران در چه نقطه است ؟ » به تفصيل نگارش يافته . اكنون لازم آمد كه جهت توضيح مقال تغيير خيالات ايشان را كه در اين اواخر زمان صورت يافته شمه‌اى در خاتمهء اين جلد شرح داده شود . چنان‌كه ذكر شد ، معشوقهء هندوستان بين اين دو دولت صاحب اقتدار چه بلاها به سر جهانيان عموما و ايران و ايرانيان خصوصا آورده . اين همه قتل و غارت و جنگ و آشوب و فتنه كه در اين دوره حادث گشته از حملهء هندوستان و يا به اسم دفاع از آن بوده است . چنان‌كه سابقا انگليسان به مصر آمده و ناپلئون ايشان را بيرون كرد و اكنون مجدد تسلط يافته‌اند ، براى گشادن دروازهء هندوستان بوده و يا سد آن . محاربهء سواستاپول و جنگ قفقازيه و چند بار خسارت به دولت عثمانى هيچ سبب ديگر نداشت مگر حمله و يا دفاع هندوستان . به موجب وصيت پطر كبير كه به روس‌ها نموده ، به هر وجه من الوجوه باشد ، حتما هندوستان را مسخر بايد نمود ، و اين خيالى است كه هرگز از سر روس‌ها به در نخواهد رفت ، ولو عالم زير و بالا شود . از طرف ديگر ملت انگليس بر فرد فرد خود فرض عين دانسته كه از هيچ‌گونه جانفشانى در طريق ابقاى هند كه شرف و سيادت انگليسان را در عالم باعث شده مضايقه ننمايند و در حفظ هندوستان بكوشند و هماره نقشهء پطر كبير را در يورش به جانب هند معلوم نموده در ابطال آن بخروشند و سامان و طريق عبور و مرور او را هماره متذكر بوده باشند . اين مسئله را هر كس خوانده و يا شنيده ، موضوع آن را نيكو مىداند . البته در اين اواخر الكسندر ، ايمپراتور روس ، پطر كبير را در حال خود گذاشته ، نقشه و طرح جديدى كشيده كه از بيراهه يورش به هند برد . اگرچه اين راه غيرمعمولى و صعب المرور و متوقف به مخارج گزاف بود ، لكن در تحمل اين زحمت و مصارف ،
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 508 | حاجى زين العابدين مراغه اى / م . ع . سپانلو