خضارت پذيرد ، ارزانى و فراوانى رخ نمايد ، بلاهاى مبرم و ناخوشى و با و طاعون منعدم گردد ، نيكى و نشر عدالت سلطان به همهء ذرات از مخلوقات سارى و طارى گردد ، حتى وحوش و طيور و حيوانات برى و بحرى را مأنوس و آرام دارد . عكس آن ، ظلم و غفلت ، ريشهء گياه را در زمين بخشكاند ، بنياد هستى هر قوم را از بيخ و بن بركند ، سبب زوال دولت و ملت شود .
چنانچه در تواريخ و آثار پيشينيان ديده و شنيده شده ، هرگاه تراجم حال گذشتگان را بخوانيم ، معلوم تواند شد كه در هر عصر و زمان بلاياى مبرم را اقوام و ملل با دست خود به سوى خود كشيدهاند ، يعنى كارهاى بزرگ را به كوچكان و كارهاى كوچك را به بزرگان سپرده كه هر دو از عمل خود بىبهره گشتهاند . البته حالات ضحاك و سلطنت يافتن فريدون را خواندهايد . اگر باقى اختصاصات نادرى مانند شجاعت و پشتكار او بود ، دولت وى هرگز زوال نيافتى و سلطنت از خاندان او هرگز سپرى نشدى .
هرگاه وظيفهء هر كس به قدر اقتدار و لياقتش معين بود ، اكنون حدود ايران را هر كمخرد مىدانست كه از كجا تا به كجا بودى . بعد از آن ، زحمات مرحوم آقا محمد خان در جهانگشايى چه ثمر بخشيد كه علاوه بر خصم بيرونى ، دشمن اندرونى هم تحصيل نمود ؟ تمام اين بلايا از نبودن قانون مساوات است كه جان و ملك و عزت و آبروى يك ملت را بر باد داده است .
فريدون فرخ فرشته نبود * ز مشك و ز عنبر سرشته نبود
به داد و دهش يافت آن نيكويى * تو هم داد ميده فريدون تويى !
هر صنف از اصناف را اسباب و آلات براى ترقى و اجراى وظيفهء خود لازم است ، چنانچه خياط را مقراض و سوزن ، خراط را تيشه و اره ، همان قسم مملكتدارى و لشكرآرايى را امروزه مدرسهء فنون متداوله حاليه و قانون مساوات و نظام و عدل و انتظام لازم است . هر كس به اين اصول رفتار كرد گوى مراد برد و هر كه نكرد در بيابان ناكامى بمرد ، خواه مسلم ، خواه كافر ، خواه صنمپرست و خواه صمدپرست . ملك و ملت بىعدل دوام و قوام ندارد ، چنانكه امروز دول معظمه تماما با جد و جهد پيروى از اين اصول دارند « من طلب شيىء وجد وجد و من قرء بابا ولج ولج » .
بديهى است هر كس مىجويد مىيابد و هر كس درى را با جد و جهد بكوبد البته مىگشايد . موقوف به حسن نيت آمر است كه تمامى امور را در موقع شورى به مذاكره گذارند ، هر چيز كه نفعاش عام است مجرى بدارند ، نه منافع خصوصى شخصى . اگر چنانكه در يك فقرهء مهمى جهت اصلاح عموم به نظر كسى چيزى جلوه نمايد ، ساير