تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
ترقيات اروپا شويم و از قدرت و سطوت و ثروت و صنايع عالم بىخبر باشيم و خلاف فرمودهء مخبر صادق را التزام نماييم كه فرموده : « اطلب العلم من المهد الى اللحد - العلم علمان علم الابدان و علم الاديان » و يا در تكثير مكتب جاهد شويم . اگر از عالمان بىعمل و بىمعرفت اين سخن ترشح نمايد - به مقتضاى منافع شخصيه ، كه رفيق دزد و شريك قافله هستند ، گاهى با حاكم شريك و گهى با رعيت سهيم ، مدعى و مدعى عليه را بر يكديگر برانگيخته دايما در فكر فساد و طالب اغتشاش مىباشند - بعيد نيست . آيا ترقى اروپ را از دولت علم ايشان نمىدانيد و يا مىگوييد ژاپون اين دولت و اقتدار و سطوت سلطنت را از اجداد خود به ارث گرفته ؟ نمىدانم به كدام يك از اين دو فقره اعتقاد بايد كرد . اگر به ارث قايل باشيم ، مىبينيم سى سال قبل ، از ژاپون نه اسمى و نه رسمى در تمام كتب تواريخ ديده مىشد و كاملا نسيا منسيا نزد جميع دنيا بود و حال آن‌كه امروز در سطوت و دولت و اسم و رسم در سلاطين روى زمين درجهء اولى را احراز كرده . اگر قايل به مكاتب صناعى و رياضى شوند ، چرا خود كناره‌جويى نموده از فيض پيشرفت محروم هستند ؟ هرگز نمىتوان گفت پادشاه رئوف و مهربان ما از افعال و اعمال و نيت امرا و وزرا بىخبر است ؛ بلكه بايد گفت رأفت و مرحمت و حياء خسروانه غالب به ديگر اوصاف ملوكانه است . و حال آن‌كه در سلاطين عظام مهر و قهر توأم بايد و معنى عدل همين است كه در جاى لطف ، لطف و در جاى قهر ، قهر به كار آيد . سلوك برعكس آن ، خلاف عدالت است ، زيرا كه سلطان حقيقى ، خداوند عالم ، هم رحمان و رحيم است و هم جبار و قهار ، هم بهشت آفريده و هم دوزخ . انتظام عالم بىسياست سلطان ميسر نگشته و صورت نبندد . مراد از سياست ، مهتران و گردنكشان عالم را به ربقهء اطاعت و فرمان درآوردن است تا از راستى نگذرند و پاى از گليم خود بيرون نبرند ، به حكم « كلكم راع و كلكم مسئول عن رعية » و مىفرمايند : « لو لا السلطان لا كل الناس بعضهم بعضا » و از سخنان پادشاهان است : « لا ملك الا بالرجال ، و لا رجال الا بالمال ، و لا مال الا بالعماره ، و لا عمارة الا بالعدل و السياسة » .
خوش آن شهريارى كه از روى دانش * تأمل كند در كتاب سياست پر تيغ او گلشن سلطنت را * تر و تازه دارد به آب سياست
در هر صورت ، من به تو مىگويم عبث اوقات عزيز خود را ضايع مگردان ! از اين زحمات و نگارشات جز خسران چيزى عايد نمىشود و از تسويدات اين اوراق پريشان معلوم نيست كه خود بهره‌مند گردى و يا رفع پريشانى از ملت شود و شايد خود را به