تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
صحت مطالب را به رأى العين مشاهده كرده با دعاى خير يادم فرمايد . پرواضح است تا وقتى كه اين سخنان را مزخرف پندارند ، عوض دعا دشنامم خواهند داد ؛ ولى همان‌كه غرض گوينده را ملتفت شدند ، خواه مخواه به دعاى خيرم ياد خواهند نمود . خدا همه را هدايت كند . نيك و بد هر كس به خودش راجع است « الناس مجزيون به اعمالهم ان خيرا فخير و ان شرا فشر »
اگر عمر ما مردم بد سرشت * شود همدم حوريان بهشت در آن محفل پرصفا روز و شب * ز جبريل خواند فنون و ادب بر آن اعتقادم كه انجام كار * نگردد ازو جز بدى آشكار

نصيحت سودمند

از جوانان ايرانى تربيت‌شدهء فرنگستان - چنانچه ذكرشان سبقت يافت - با وجود اين‌كه تربيت و تحصيل آن‌ها براى وطن و براى اهل وطن ثمرى نبخشيده و غير از تكلم به لغت فرانسوى و غيره در ايشان بهره و چيزى از علوم نافعه مشاهده نگشته ، بلكه از اكثر قوانين نيك فرنگ هم محروم و بىبهره‌اند ، بسيار ديده [ ايم ] برخىها [ را ] كه در هنگام ملاقات بزرگ و كوچك « بون ژور « * » » گفته دست محبت به سوى ايشان فراز كرده [ اند ] ، قاعده‌شان هم اين است كه اگر رعايت آداب نسبت [ به ] آن‌ها نشود آدم را خارج از تربيت بشمارند . اولا : هيچ كس حق ندارد با بيگانه [ اى ] كه سمت آشنايى ندارد باب مصاحبت و خصوصيت گشايد ، مگر واسطه در ميان باشد كه معرفى كند يا در مسافرت راه‌آهن و كشتى و غيره ضرورتى پيش آمده چيزى را بهانه سازد . ثانيا : كسى را شايسته نيست دست به سوى كسى كه به حسب مأموريت و يا شيخوخيت از آن زيادتر باشد دراز كند ؛ چه ، بدوا بايد از جانب بزرگ‌تر تمايل و احترام در حق كوچك‌تر بروز نمايد . ولى سلام را كوچك بايد بدهد ، و اين ملاحظه دربارهء اناث واجب است ؛ اگر به زن پيش از آن‌كه او دست دراز كند دست بدهى ، در حق او حقارت كرده‌اى . ثالثا : اگر عمدا يا سهوا در راه به يكى برخوردى و بدان شانه زنى ، فورا بايد معذرت خواهى . رابعا : بدون اذن و اجازه به اشياء كسى دست نبايد زد ! اگرچه پارچهء كاغذ و يا روزنامهء
هامش
* ( سلام ، صبح به خير )? ? Bonjour
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 498 | حاجى زين العابدين مراغه اى / م . ع . سپانلو