گفت : « پس خود را در سر اين مطالب بىفايده كه مثمر هيچ ثمرى نيست معطل كردن چرا ؟ آيا اين كار خردمندان با تميز است ؟
گرچه مرغوبتر ز خوشگويى * سببى در حصول نعمت نيست
هست خاموش سالم از آفات * نعمتى بهتر از سلامت نيست
و اين فقرات بىمعنى را نوشتن ثمرش دشمن از براى خود و اولاد خويش تراشيدن است ، زيرا رشوهخوارى ، رعيتتازى ، تعارفگيرى ، پيشكشطلبى و مداخلجويى ، خوى بزرگان ايران است . « با شير اندرون شده با جان به در رود . » به قول مدير « پرورش » ، اينها اخلاف همان جانوراناند كه قدر آب شور را نداشته ، دريا دريا منافع ملك را بدون ديدن زور و گرفتن زر از دست دادند . اخلاف همان جناباناند ، كه با يك هياهوى و تشر هرات را تسليم كرده و فناى حق حاكميت ما را از افغانستان به بقاى وزارت قبول كردند ؛ اخلاف آناناند كه ، يك اردوى معظم را تسليم سه هزار تركمان وحشى كردند ؛ اخلاف آناناند كه ، به سى هزار تومان رشوه ، امتياز سى كرور تنباكو را دادند و كردند آنچه را كه از حوصلهء انسان بيرون است . اگر شرح داده شود ، مثنوى هفتاد من كاغذ شود .
مرحوم ميرزا تقى خان امير نظام خواست وساطت و رشوهخوارى را از دستگاه دولت موقوف بدارد ؛ ديدى چگونه سزايش را داده در حمام كاشانش غسل توبه از زندگانى دادند ؟ تو وزرا را دعوت مىكنى به اقدام در امورى كه مانند ميرزا تقى خان از زندگى محرومشان نمايى ؟ يقين بدان در ايران امروز از آنان كه دست اندر كارند ، يك نفر نمىشناسم كه در اين افكار با شما شريك باشد . اگر احيانا وزيرى هم اقدام به اينگونه كارها نمايد ، فورا جمعى در عليه او اجتماع نموده و خطاياى شرعى و عرفى با خط و مهر همان شخص وطنپرست جعل نموده ، سر بىگناهش را آويزهء گوش ساير خيرخواهان خواهند نمود تا ديگران حق خود و مقام خويش را بشناسند . جز اينقدر [ كه ] براى افتخار ايران و ايرانيان در سر هر صفحه از پادشاهان كيان و پيشداديان سخن رانده ملت و دولت را به رفتار و كردار ايشان دعوت مىكنى ، چه معنى دارد كه ملت ايران را منع مىنمايى كه مثل ملت يونان بر استخوان هزار سالهء آباء خود باليدن تسكين قلب حاصل ننمايد ؟ و مىسرايى كه گذشتگان و آيندگان نيامده ، دم از حاضر بايد زد . گذشت آنكه عجم طعنه بر عالم مىزد و عرب تفاخر بر عجم مىكرد ؛ روز امروز ، زمان ، اين زمان است .
گيرم پدر تو بود فاضل * از علم [ فضل ] پدر تو را چه حاصل ؟