آيا از وزير به حال ملت سخاوت مستحسن است يا درايت ؟ آيا عدالت و امانت و حزم و احقاق حق و رأى صايب و نيكوكارى و عاقبتانديشى و دوربينى و حفظ حقوق و ناموس ملت - كه امروز در عوالم تمدن خودنمايى مىنمايد - ثمرهء سخاوت وزراست ؟
آخر سخاوت وزرا كه از خلفا خود در ممالك اسلاميه مانده ، جز آنكه نصف اعراب را سائل به كف نمود ، چه ثمر ديگر بخشيد ؟ آيا نتيجهء درايت « بسمارك » آن نشد كه تمام ملت آلمان را آگاه ساخت تا همگى سربازى اختيار نمودند كه هنگام هجوم دشمن وطن را دفاع نمايند ، تاجران معتبر و صاحبان ثروت با سربازى فخريه و مباهات كردند ؟
اعراب را برامكه و امثال آن شاعر و تنبل نمود و بديههگو كرد ، ليكن در تواريخ اسم بسمارك باقى و نام برامكه و امثال آن فانى گرديد . بسمارك را تمام اهالى دنيا پس از مرگ هم مىشناسد ، و آنان را در عصر خودشان نيز جز چند نفر اعراب طماع گدا [ كه ] به مدح سخاوت و كارگذارى ايشان پرداختند ، ديگرى نمىشناخت .
امروزه ، يك ربع ايران طلاب و درويش و فقيرند ، كه از هر گونه كسب و كار و پيشه دست كشيده ، چشم به دست مردم دوختهاند . چرا نبايد وزراى ما تدبير نموده و روشى اختيار نمايند كه آحاد ملت را به هم مربوط نموده همه را در حفظ وطن مشترك سازند تا عموم ملت در حفظ شريعت غرا شمشير بر ميان ببندند ؟ چرا سادات ذوى الاحترام صحيح المزاج قوى البنيه با ملت همراهى ننموده ، در محافظهء دين جد ، به دوش تفنگ نگيرند ؟ چرا از ايشان توپچى اختيار ننمايند ؟ مگر جد ايشان هزاران مخالفين را براى حفظ شريعت غرا از پاى درنياورد ؟ مگر براى حفظ ناموس ملت و وطن مقدس نيزه به دست مبارك نگرفت و اولاد خود را به مقابل شمشيرهاى بران نمىفرستاد ، و حال آنكه جد ايشان مىفرمود : « انا سيد الاولين و الآخرين و انا سيد العرب و العجم . » ؟ مگر امير المؤمنين عليه السلام نور ديدگان خود را در هر غزوه به مقابل اعداى دين نمىفرستاد ؟ « رييس القوم خادمهم » . رييس را لازم است كه در حفظ جان و مال مرئوسين و زيردستان خوددارى نكند ، نه اينكه داراى اسم بىمسمى باشد . در تنظيم و ترتيب يك جهتى ملت ، وزير صاحبرأى و صاحب تدبير لازم است كه بفهمد و بداند چگونه بايد ملت را در حفظ وطن همرأى و همدست كرد .
افسوس ! كه وزراى ما صلاح خود را در آن مىبينند ، كه اهالى را تنبل و گدا نمايند و سخاوت خود را به خرج آنها دهند ، آن هم بىموقع و به غيرمستحق . هيچ مسلم به حقانيت خمس و مال امام منكر نتواند شد ؛ آيا مستحق خمس كيست و به كه بايد برسد ؟
هزاران سادات هفتاد ساله با شش و هفت نفر اولاد در گوشههاى هر شهر ايران افتاده و
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 485
مساهمون: حاجى زين العابدين مراغه اى
ص٤٨٥