تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
افتاده اكنون هنگام اصلاح و ترقى است . سعى كنيد و كوشش نماييد ، به هر وجه من الوجوه كه سبب ترقى و پيشرفت امور دولتى و ملتى را دريابيد ! در تقويت و جانبدارى و مراعات خوددارى نخواهم فرمود . » به زراعت تشويق و به رونق تجارت امر فرمود . چه امر و چه حكم ؟ اگر به دقت ملاحظه شود ، از وزرا خواهش و التماس فرمودند . در وضع فرمايشات اين پادشاه ترقىخواه دل انسان كباب مىشود و رقت فوق العاده دست مىدهد . اگر چنان‌چه اين فرمايشات به موقع اجرا گذاشته شده بود ، حالا لذت ثمرهء آن را ملت مىچشيد . كتاب و صحايف سخن آن خطابهء همايون آراسته و به لباس قافيه و سجع پيراسته ، تاريخ موزون و مقفا شده ، شأن و رتبه فرمايشات شاهانه هزار درجه بالاتر از خطابهء ميكادو ايمپراتور ژاپون شمرده مىشد . افسوس ! وزراى خود غرض - كه حقيقتا شايسته و سزاست در جرگه خائنين دولت و ملت به شمار آيند - اهميت به اين فرامين ملوكانه نداده ، كان لم يكن انگاشته ، بلكه مانع شدند كه به موقع اجرا وضع شود . اين است كه ما هم ، مختصر و بىربط و بىترتيب ، اشاره بدان خطابه نموده كه شاه چنان گفته بود . ما چه‌قدر ملت بدبخت و ناانصاف به شمار خواهيم رفت ، اگر شكر حق اين نطق شاهانه را ادا ننماييم . از پادشاه همين قدر ممنون و متشكر بايد بود كه مانع اصلاحات نشود ، و حال آن‌كه آن شاهنشاه مىفرمايد در تسهيل هرگونه اسباب ترقى و پيشرفت كارها حاضر و با شما شريك و همراهم و به هر گونه جانبدارى و تقويت حاضرم و خوددارى نتوانم نمود . اى باانصاف مردم ! وزراى شما هم يك طبقه از رعيت ايران هستند ، پس آن‌چه غفلت رفته از شماست ؛ در اين هنگام كه زمان مساعدت دارد و خداوند چنان پادشاه رئوف و مهربان به شما مرحمت فرمود ، چه كرديد ؟ يكى از آن‌ها را نشان بدهيد ! گناه و و بال ملت بىعلم گردن وزرا و علما و ارباب نفوذ و اقتدار است كه صاحبان كرور شده و داراى هزار كر و فر ، صاحب عمارات عاليه كه پر از مبل‌هاى گرانبهاى فرنگستان است گرديده‌اند . در ازاى اين نعمت ، چه خدمت به ولىنعمت خود كردند ، جز اين‌كه در بين ملل و دول و در تاريخ عالم اين خوارى و بىمقدارى را به نام نامى اين چنين پادشاه جمجاه ترقىخواه عادل ثبت و ضبط خواهند نمود ؟ و در ضمن نام خودتان را به بذل عطا و سخا شهرت مىدهيد ، هزاران حق ملت را ضايع مىنماييد و ثروت آنان را به طور نامشروع صاحب مىشويد . همهء اين‌ها و بال گردن شماست . اين‌كه هزار يك از نعماى خود را به شيادان و غيرمستحقان مىبخشيد تا نام شما به سخاوت علم گردد ، بهرهء فضيلت شما نخواهد شد « ويللك لاتزنى و لاتتصدقى » .
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 484 | حاجى زين العابدين مراغه اى / م . ع . سپانلو