فرمايش ايمپراتور ژاپون مطابق است با آنچه ذكرش گذشت ، از سخنان ناپليون - كه در تاريخ او ضبط است : يكى آنكه لفظ « محال » را بايد از كتب لغت خارج كرد ، يعنى در دنيا امر و عمل نشدنى نيست ؛ همهء امور موقوف به همّت بنى آدم [ است ] و اگر خواسته باشد مىتواند به موقع اجرا درآورد . و لفظ « نه » ، در هيچ موقع و مقام استعمال نكند ، بلكه نون نافيه را بايد به آب همت و غيرت شست .
ملت ژاپون يك دفعه پرده از روى اقداماتى كه در خفا محفوظ و مستور داشته بودند برانداخته در جنگ چين ، چينيان كه آنها را عبد ذليل خود مىپنداشتند ، مقر به خداوندى خودشان نموده و هم به عالم مالك رقابى خود را واضح نمودند ؛ هر چند پس از وصول به آن مظفريت تامه اروپاييان متحدا مانع از حصول مقصود ايشان گرديدند . اين هم نكتهاى بود پولتيك و دپلماتى [ ديپلماتيك ] كه ژاپون با كمال مهارت در آن موقع به خرج داد ، يعنى صرفنظر از حقوق ثابتهء نمود و جدا در تدارك كوتاهى دست اين دراز دستان كوشيد ؛ اين بود كه چنان سعى و اقدام نمود كه در قليل زمان با كمال قدرت به جايى بازگرديد كه رجعتش داده بودند . شبههاى نيست كه لشكر اروپا تمام نادم و پشيمان ، در نهايت پريشانى ، از ممالك چين عودت خواهند نمود ولو چند سالى در سر گنج شايگان نشسته باشند .
حالا تشريح و تحقيق معانى اين خطابه را - كه ايمپراتور ژاپون نمود - بنماييم ، كه اينك در صحيفهء نامهنگاران و در نظامنامهء مجالس خاص و عام متمدنين عالم ، ترقى فوق العاده ملت و دولت ژاپون ثبت و ضرب المثل شده است . آيا خود پادشاه به جز اين خطابه كار ديگر هم كرد ، يا تمامى امور دولت را يكان يكان در تحت نظارت خود آورد ؟
يا به مدرسههاى ژاپون معلمى نمود و خودش فابريكها گشود و شعربافى كرد ؟ زراعت و فلاحت نمود ؟ نه والله ! هيچ يك از اينها را به نفسه مباشرت نفرمود ؛ بلكه اين نام نيك و شهرت بىپايان را از آن حاصل كرد كه مانع پيشرفت كسب علوم و ترقيات ملت خود نگرديد ، از اسراف در شئونات خود صرفنظر نمود . خوبى پادشاهان ترقىخواه با ننگ و نام اين است كه راضى شوند امور دولتى و ملتى در مجلس شورى حل و عقد شود . از اين زياده مرحمت و جانبدارى در حق ملك و ملت از شخص شخيص پادشاه نشايد .
اين بود كه در اول جلوس وارث تاج و تخت كيان ، اعلى حضرت عدالتخواه مظفر الدين شاه - خلد الله ملكه - كه برازندهء آن شاهنشاه دلآگاه دين و آيين نخستين خسروان مينونشان ايران [ است ] ، از راه عدالتگسترى و تبعهپرورى - كه سرشت ذات همايون شهريار بلند پايگاهش بود - با كلام درر نظام خود فرمودند : « كارها خيلى پس
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 483
مساهمون: حاجى زين العابدين مراغه اى
ص٤٨٣