تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
خرده‌گيرى كرده معايب كار را برشمارند . در طرفى فرياد از ظلم حاكم نمايند و جمعى به ظلام نفرين و لعنت خوانند . در يك سو گرسنگان از گرانى غله و فقدان آذوقه و آب و نان فرياد به فلك اثير رسانند . در جايى محتكران تدبير در گرانى ارزاق انديشند و از طرفى اگر از مأمورين حكومت و يا اهل نظام وارد آن مجمع شوند و جاى پيدا نكنند ، صندلى از زير پاى بيچاره رعيت كشيده با كمال كبر و غرور بنشينند و زهر در كاسهء آسايش آن بيچاره رعيت ريزند . اگر در ميانه چون و چرا پيش آيد تودهنى و چماق‌كشى گرم شود . اين‌ها كه ذكر كردم كردار معقولين شما بود . اى واى ! اگر چند نفر الواط ميان آن گروه انبوه داخل شوند ، پناه بر خدا ! كردار و رفتار و گفتار آن‌ها [ را ] در ميان اين زنان گفتن جايز نيست .
ناموس عشق و رونق عشاق مىبرند * عيب جوان و سرزنش پير مىكنند
همه غرق لجهء جهل و نادانى ، ولى خود را افلاطون دهر و ارسطوى زمان مىپندارند . انصاف ده اين بندگان ، سجن و آتش ملتهب را خود جهت كباب شدن افروخته‌اند يا خداى تعالى از براىشان روا ديده ؟ پس مىتوان گفت اين‌گونه مؤمنين دنيا را خود به خود سجن كرده ، نه خدا براى آن‌ها . با اين وضع غير مرغوب ، « الدنيا سجن المؤمن » گفتن بيرون از عقل انسانى است . به اين قسمى كه شما سلوك مىنماييد ، به عقيدهء بنده ، دنيا و آخرت را براى خود سجن كرده‌ايد ، نه دنياى به تنها را . باز علماى شما از روى كبر مدح شرقيان كرده گويند اهل شرق فاضل‌ترين مخلوق‌اند ، خورشيد معارف از شرق طلوع كرده . بدين سخنان طفلانه به اهل غرب استهزاء و خرده‌گيرى مىنمايند . همانا در شرق تشريف داشتن شما مايهء افتخار نتواند گرديد . از براى شما سبب رجحانى ديده نمىشود ، زيرا با ظلمت جهل آن ساحت نورانى را مكدر ساخته‌ايد . بلى ! جاى شبهه نيست ايرانيانى كه در اعصار سابقه در آن خاك پاك توطن داشته ، بر مردم تمام عالم برترى و فزونى داشتند و الحق مايهء افتخار جنس انسان بودند ، زيرا دستور العمل نيك از آنان به يادگار مانده و دفع هر گونه زشتى به يمن همت ايشان از اين عالم شد . ايرانيان امروزى به درستى از حال پيشينيان خود آگاه نيستند ، در روزگارى كه زمين و اهل زمين زير سحاب مظلم وحشت مستور بودند ، سلاطين ايران ايرانيان را دارى همه گونه تهذيب اخلاق نموده بودند . سلاطين ايران هيچ يك مستبد نبودند و همگى با كنكاش كار مىكردند . در آخر هر سال تا بزرگان و دانايان و آگاهان رموز امور جمهور اظهار خوشنودى و رضامندى نمىكردند ،