تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
گفت : « سخن سربسته گفتى با حريفان . انصاف نكردى دنيا براى مؤمن چرا بايد زندان باشد ؟ خداوند عالم و خلاق بنىآدم اين دنيا و نعماى او را براى خاصان و نزديكان خود آفريده است تا در او به راحت و آسايش بخورند و بنوشند و شكر نعمت او را به جا آرند ؛ بلكه از براى مؤمن نعماى دنيا در مقابل نعماى عقبى و راحتى او در دنيا نسبت به آخرت ، چون زندان و عذاب زندانيان است . حاشا كه خدا اهل ايمان را در دنيا از نعماى خود محروم نموده باشد ؛ چه مقتضاى رحمت بر اين نيست . پس بايد تسليم كرد كه شما هميشه در دنيا خود را معذب مىداريد و بعضى احاديث كه معنىاش را نفهميده‌ايد اسباب راحت و تنبلى خود قرار داده در جواب اجانب به همين‌ها دل خود را خوش مىنماييد . مثلا در اين باغ اقلا ده هزار جمعيت از كوچك و بزرگ ، زن و مرد ، حاكم و رعيت گرد آمده‌اند و با يكديگر آميخته ، مىخورند و مىنوشند . هر يكى همراه رفيق خود با كمال مهر و محبت و صفا و حضور قلب در نهايت گشاده‌رويى مشغول صحبت و عيش و نوش‌اند و با ديگران ابدا كارى ندارند . از برادران خود غيبت و بدگويى نمىنمايند ، و نه حسادت به توانگران كرده خسارت ايشان را مىانديشند و نه بدگويى از دولت مىكنند و نه عرض تظلم از حكام مىنمايند و نه شكايت از ادارهء حكومت دارند ؛ زيرا وظيفهء هر كس معلوم و كيفر و مكافات هر عمل مشخص . پس همه دور از قيل و قال و مشغول به صحبت حال‌اند ، نه از غنى تملّق دارند و نه دست رد بر سينهء فقرا و مساكين گذارند كه : در حلقه و جرگهء ما ميا ، كه هم‌شأن ما نئى و در وصف ما منشين كه شايستهء نشستن با ما نيستى !
هر كه خواهد گو بيا و هر كه خواهد گو برو * كبر و ناز و حاجب و دربان درين درگاه نيست
هر شب حاكم و محكوم ، پادشاه و گدا ، فقير و غنى ، درين باغ براى آسايش خيال و تفرج درآيند و هر وقت خواهند برگردند به منازل خود . اگر در ايران شما در يك تفرجگاه ده هزار نفر يك جا جمع شوند ، گروهى از آنان به دعوى شاعرى حلقه زده تمام سخنان ايشان در مذمت واعظان و زاهدان ، در گوشهء ديگر زاهدان و واعظان اجتماع نموده در تكفير شاعران سخن رانند . در جانب ديگر گروهى گرد آمده به امور مذهبى كوشند و از شيخى و متشرعى مجادله نمايند . در گوشه‌اى جمعى به بدگويى فلان تاجر صاحب ثروت مشغول‌اند و در جايى شركا در قيل و قال ، اثبات خيانت يكديگر كنند . در طرفى دانايان جمعيت نموده به دولت
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 454 | حاجى زين العابدين مراغه اى / م . ع . سپانلو