ياد آوريد همت آن خفتگان خاك * اسلاف با شرافت عالى تبارتان
تا بود دور چرخ به دورانشان مدام * دوران زدى به دورهء عالم سوارتان
از يادگار روزگار كهن سال كى رود * اسپهبدى رستم و اسفنديارتان ؟
آن دور هشت و چار فراموش كى كند * رزمى كه داد بهمن غيرت شعارتان
آن چرخ سال و ماه به ياد آورد هنوز * شمشيرهاى قاطع دشمن شكارتان
تا آنكه شمس عالم تقديس جلوه كرد * از سطوتش فتاد اگر انكسارتان
بعد از قبول دين مبين محمدى * كز دين او فزود خدا اعتبارتان
از كارنامههاى شهان ديالمه * شد تازه باز جامهء عزت دثارتان
نادر شه آن وديعهء قدرت به روزگار * در روزگار داد بسى افتخارتان
مردانه پا فشرد و در افشرد پاى او * مقهورش هند و روم شدست و تتارتان
اندر سپاه او به جز اسلافتان نبود * سرگشته چرخ گشت از آن كارزارتان
در بارگاه او به جز اجدادتان كه بود ؟ * حيران زمانه گشته ز جد تبارتان
اى ناخلف نتايج از انصاف مگذريد * بر باد شد چرا شرف و اقتدارتان ؟
عزت ز آستان شما آسمان گرفت * اكنون فلك ز بهر چه كرده است خوارتان ؟
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 449
مساهمون: حاجى زين العابدين مراغه اى
ص٤٤٩