نمىدانند كه اينها طريق تمدن را از كجا به دست آورده و ترقى بىنهايت را چگونه نمودند . كار اينها در « اكسپوزيسيون » تماشا و گردش كردن است و بس .
در آن خيال نيستند كه چيزى بفهمند و بروند اين كارخانجات و مكينههاى اينها را سير نموده ياد گيرند ؛ نظر ايشان در عقب اشيا گرانبهاست كه جسته بخرند ، پول ملت و دولت را بيهوده در اينجا تلف نمايند . دو سه نفر كه در يك جا جمع شوند صحبتشان جز اين نيست كه من ديروز فلان دختر را بردم ، اما پدر سوخته چهقدر خوب بود و چه فلان و فلان داشت . ايتالى ، فرانسوى و ساير زبانهاى خارجه را براى آن نياموختهاند كه از پولتيك دول استحضار حاصل كنند و يا كتب فنى و قانونى مدنيت را خوانده و ترجمه نمايند تا عموم ملت از آنان استفاده حاصل كند . بلكه زباندانى اينان براى مصاحبت با دختران و معاشقهء با زنان است كه « قوم ووزت ژولى » « 1 » مىگويند . اين را « كورامانت » « 2 » ياد گرفته ، دختران هرچه از ايشان توقع و خواهش نمايند در جواب جز « سيل ووپله » « 3 » پاسخ ديگر نگويند .
من بىمزگى و بيعارى داخلهء ايشان را ديده بودم ، روى خارجى ايشان وراى داخله است . « عالمى در زير دارد آنچه در بالاستى . »
در داخله صبح كه از خواب برخاستند ، شش دانگ حواسشان صرف آن است كه ببينند مداخل امروز از كجا خواهد رسيد ، به كه تهمتى زده و اسمى به روى آن گذاشته برهنه خواهند نمود . در داخله چهقدر شايق و مولع مداخل بودند ، در خارجه برعكس خوليايى جز آن ندارند كه امروز پول را در كجا به اسراف خرج كنند و به كه بدهند و چگونه تبذير نمايند . به حق سلام عليك فاحشهاى كه ده فرانك نرخ اوست اينها بيست ليرا داده به همديگر تفاخر و تشخص به خرج مىدهند كه گويا شكار ناديده به دست آورده قلعهء شيشه [ شوشى ] را گرفتهاند .
همهء ايشان را شيادان پاريس « پرنس سون اكيلانسس [ اكسلانس ] » « 4 » مىگويند و نقدينهء آنان را مىگيرند . »
از مغازهها آنچه بگيرند به رغم همديگر به قيمت بلندتر مىخرند كه انسان حيران مىماند و تأسف مىخورد ، زيرا در طهران ارزانتر از اينجا مىتوان خريد .
هامش
( 1 ) . ( چه زيبا هستيد ) !Comme vous etes joli.
( 2 ) . به احتمال زيادCourammentفرانسه به معنى به آسانى ، اغلب ، معمولا .
( 3 ) . ( لطفا ، خواهش مىكنم )S'il vous plant.
( 4 ) . ( والاحضرت ، عالىجناب )Prince son excellence.