تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
آوردند ؛ انواع شكنجه دادند ، بالأخره زياد از صد هزار تومان به مأمورين جديد و قديم از ترك و فارس رشوه و تعارف داد . مأمورين منصف باايمان رفتند و [ قبلهء ] عالم را بدين گونه مشتبه نمودند كه : اين‌كه مىگويند اين قدر پول سياه هست دروغ و بىاصل است . امين الضرب راضى شده كه هشتصد هزار تومان به بانك بگذارد ، تمام پول سياه را جمع نمايد و ششصد هزار تومان هم خرج مطبخ‌خانهء مباركه شود . آن‌چه شيوهء ديرينهء ايشان بود به كار برده ، امين الضرب را مستخلص نمودند . آن رند روزگار يك كرور تومان قبض درآورد كه از فلان و فلان فقره از دولت طلبكار هستم ، در بهاى اين جريمه كه تا قيام قيامت از وصول وجه قبوضات مأيوس و نااميد بود محسوب نمود و سيصد هزار اشرفى هم داد . در ملاء و خلاء گفت : « منكر نيستم كه پول سياه را من سكه زده‌ام ، ولى در ميان قوطىهاى شمع گچى اشرفى پر كرده به خانهء امين السلطان فرستاده‌ام . اگر جمع كردن پول سياه بر ذمهء من علاقه بگيرد ، رد آن قوطىهاى پر از اشرفى هم به امين السلطان وارد مىآيد . اگر اول را حكم كنيد ، آخرى هم لازم آيد . جريمهء او را كه من نمىتوانم كشيد . » اگرچه قوطىهاى اشرفى را كسى از امثال ما شهادت نتواند داد ، لكن از روش كار به خوبى معلوم مىشود كه ضراب‌خانه را امين الضرب چندين سال هر سالى هيجده هزار تومان اجاره كرد ، پس از آن به كمپانيهء آقا عبد الباقى به صد و ده هزار تومان ، و اكنون به وزير دربار به صد و هشتاد هزار تومان داده‌اند . باز نفع كلى دارد ، و تفاوت پول سياه هم كه از ميان برخاسته و آن وقت نقره ده دو از اين ارزان‌تر بود .
ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا !
اين مداخل را بايد محاسبين فرنگ جمع كنند و از اين رو ممكن نبود كه صدر اعظم از اين يغماگرى باخبر نباشد و بلكه در در ميان خود ايشان اشتراك بوده است ، يعنى « نصف لى و نصف لك و الله خير الرازقين » بوده است . در هر صورت ماهى به دام افتاده از شست به در رفت . ابتدا معامله‌اى با قاعده و با نفع اجرا شده بود ولى صاحبان اغراض فاسده و طماعان بىانصاف و ايمان به جهت جزئى سود خودشان خسارت كلى بر دولت و ملت وارد آوردند . ارتكاب خيانت جبلى به قسمى درنهاد درباريان گذارده شده كه به تيشهء هيچ انديشه قمع و قلع آن ميسر نيست .
با شير اندرون شده با جان به در رود