تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
خيال احدى خطور مىكرد كه اهالى مملكت مصر بدين‌گونه استراحت و آزاد خواهند شد ؟ اول شورش و آشوب فرانسه ، حكيم با سياست « ميرابو » خطاب به ملت فرانسه كرده مىگويد : « اى فرزندان فرانس بدانيد و آگاه باشيد كه هر فردى از افراد بنى بشر كه از كتم عدم به دايرهء وجود قدم نهاده ، لابد است به حكم عقل سليم از نعمت حريت بر وجه اكمل بهره‌مند باشد ؛ و حريت كامله بر دو قسمت است : يكى حريت روحانيه ، ديگرى حريت جسمانيه . حريت روحانيه ما را اولياى ديانت مسيحيه كاملا از دست‌مان گرفته ، عموم ما را در امور روحانيه عبد ذليل و بندهء مطيع اوامر خود كرده‌اند و ما را در اين ماده هيچ‌گونه حق مداخله متصور نيست ، چنان كه جسارت نداريم يك مسئله را مكرر از ايشان بپرسيم كه فورا چماق تكفير را به گرده‌مان مىزنند و داغ ارتداد بر جبين‌مان مىنهند . در اين صورت ، در مواد روحانى بايد بندهء فرمانبردار اولياى ديانت و از نعمت آزادى محروم باشيم . حريت جسمانيهء ما را هم فرمانفرمايان ، يعنى ظالمان مستبدين ، از دست ما گرفته ، ما را در اين پنج روزهء حيات دنيويه بالكليه محكوم احكام و فرامين خود شمرده ، بر طبق مشهيات نفس سركش خود باركش انواع تحميلات و تكليفات شاقهء خارج از حيز قدرت هر انسان نموده‌اند . در اين ماده نيز عبد ذليل و بىاختيار مطلق در نزد ظالمان مستبد بوده از نعمت حريت و آزادى بىبهره و محروميم . اى فرزندان فرانسه و اى ابناى وطن عزيز و اى برادران فلكزده و پريشان روزگار ! در اين صورت تكليف ما بيچارگان چيست و دستگير ما كيست ؟ آيا غيرت و حميت شما رضا مىدهد كه ما در اين حال بدبختى مانده ، در اين آتش جگرسوز كه بيرون از حكم خداوندى و خارج از انصاف و انسانيت است بمانيم ؟ هنوز كه وقت باقى است بايد چارهء علاج خودمان را بكنيم و پردهء غفلت را از ديدهء بصيرت بدريم و خود را به سعادت ابدى برسانيم ! مطالبهء ما حق است ، و اين آزادى بسته به جنبش غيورانه و غيرت شماست . » ابراهيم بيگ گفت : « الحمد لله خداوند ذو المن و الاحسان باب رحمت به روى ايران و ايرانيان گشوده . اميدواريم كه عن قريب ، بدون اين سخنان ، وطن مقدس ما از توجهات و حسن نيات شاهنشاه جوان‌بخت با سعادت قرين آمده ، خداى تعالى اين ظل رأفت خود را از ما دريغ نفرمايد . شما را به خدا آمين بگوييد ! » همگى آمين گفتند . ابراهيم بيگ با رضا خان از همديگر ممنون و آشنايى به هم رسانيدند ، خود رضا خان گفت : « فردا صحبت را دولتخانه شما خواهيم كرد . » بارى ، صرف شام شده باز صحبت پاريس و فرانسويان به ميان آمده قدرى صحبت كرده برخاسته آمديم خانه .