اگر مقتدر بودم اين اشخاص باشعور را يكجا جمع كرده و تا شش ماه مهلتشان مىدادم كه معنى « پول كاغذ » را به من حالى نمايند ؛ نه معنى پول كاغذ ، اگر بگويم : « شمع گچى درست كنيد ! » خواهند گفت : « ما به روسيه نرفته و ياد نگرفتهايم . » ولى اگر گويند : « ايران كه يك مملكت وسيع بزرگ است نظم دهيد ! » فورا آواز برآرند كه : « حاضريم ، و بهتر از همه از عهدهء اين كار توانيم برآمد . »
اگر از ايشان بپرسند : « شما كه علم شمع ساختن را نخواندهايد ، مقننى كه صدها علم لازم دارد در كجا خواندهايد ؟ » خواهند گفت : « از روى عقل ترتيب خواهيم نمود . » و اصل سهو در اينجاست كه خود را عاقل مىدانند ، در صورتى كه تصديق به بىعلمى خود هم مىكنند . عجب اين است كه تا حال ندانستهاند در اين مراتب علم لازم است نه عقل . خداوند عالم با همه قدرت ، خلقت اشيا را به علم نسبت مىدهد ، نه به قدرت . « به كل خلق عليم » مىفرمايد . پس معلوم است كه بىعلم ، خلقت و ايجاد هيچ چيز ميسر نيست . اگر عقل آحاد يك ملت از افلاطون هم بيشتر باشد ، باز بدون تعليم فنون جديده نخواهند دانست ادارهء شهر و معنى بلديه و مجلس چيست . باز هزار سال ديگر شهرهايشان به همان بگلربيگى اداره خواهد شد . اعظم موانع ترقى ايران اين است كه وزراى ما عقل خود را ترجيح بر علوم و فنون فرنگستان مىدهند . هر وقت كه وزرا بر عظمت اين اشتباه خود ملتفت شدند ، در يك ماه ايران نظم خواهد گرفت . هيچ جاى شبهه نيست كه وزراى ايران اشخاص عاقل و اديب باكمال هستند و هر كدام چند صد شعر عربى حفظ دارند ، ولى با كمال فروتنى رعيت از ايشان استدعا مىنمايد كه اين عقل را در تنظيم امور دولتى صرف نفرموده ، در جاى ديگر صرف فرمايند .
در چندين قرن با عقل كار كرده صرفهاش را برده و لذتش را چشيديد ، كفايت مىكند !
من نمىگويم « حاجى ميرزا آقاسى » عقلى نداشت و يا اين وزير « نورى » ظلمانى بود ، من مىگويم چون علم مملكتدارى نخوانده خاك ايران را بر باد كرد . حال اقتضاى مروت اين است كه به عقل وزراى خود قانع نشده قدرى هم از علم وزراى خارجه استعمال نماييم . مقصود از اين تفصيل اين است كه ايران نظم و نظام نمىگيرد مگر در صورتى كه دستگاه ديوان نظم بگيرد . نظم دستگاه ديوان موقوف به دو مطلب است : يكى اينكه اولا بدانيم نظم لازم و ضرورت است ، يا نه ؛ دوم آنكه در صورت لزوم نظم بدانيم كه به چه وجه توان اين دستگاه را نظام
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 390
مساهمون: حاجى زين العابدين مراغه اى
ص٣٩٠