قانون و اجراى آن در ايران هم مشكل است و هم آسان . آنكه مشكل است و بلكه در نهايت اشكال و سختى ، به جهت اجراى آن كرورها پول لازم و قتل نفوس كلى در پيش مىآيد ؛ اما آنچه آسان است نه پول لازم دارد ، نه از دماغ يك نفر خون مىآيد . مشكل آن است كه وزراى ايران خواسته باشند با عقل و رأى خود قانون ترتيب داده بگذارند . آسان آن است كه اهل مغرب دويست سال زحمت كشيده ، خون جگر خورده ، نفوس تلف كرده ، قانونى مرتب داشته ، اكنون با كمال فراغت و سهولت اجرا مىدارند . او را ترجمهء درست نموده ، فورا بعض جهات كه براى ايران منافى است حك و اصلاح كرده به موقع اجرا گذارند . براى ايضاح مطلب چند سطر از نگارشات شخص معلومى در اينجا بيان شود ، تا معلوم گردد كه اصل مطلب جز اين نيست و نخواهد بود . شخص معلوم چنين مىنويسد :
در اين اوقات ، بعضى از وزراى ما خوب فهميدهاند كه حفظ دولت ايران ممكن نيست مگر به تأسيس قوانين دولتى ، و لكن اغلب بزرگان ايران اصلا نفهميدهاند كه يافتن قوانين چه قدر مشكل و چه قدر معظم است . خيالشان بر اين است كه هر صاحب عقل مقتدر است به افكار خود قانونى مرتب داشته مجرى دارد . اين مراتب سهو بلكه خبط را شرح نمىدهم ، لكن اينقدر عرض مىكنم كه ارتباط و ناشرات قوانين به حدى باريك است كه دقايق اين ارتباط و ناشرات را ديدهء عقل خردبين از درك رموز آن عاجز و فكر بلندپرواز به معارج آن نتواند رسيد .
حكماى بامعرفت و عقلاى با مدرك ، از سه هزار سال [ پيش ] تاكنون با تيشهء انديشهء افكار خيلى دلخراشيده و مو شكافى كردهاند كه اگر عقلاى حاليه جمع شوند در باب قوانين دولتى يك سطر بر آن نتوانند افزود و يا كم كرد ؛ و هرچه بگويند يا از دايره خارج و يا تكرار خواهد بود . به هم بست كردن هر قانون دولتى اقلا دويست سال طول كشيده ، اگر خسارت و صدماتى كه به جهت تأسيس قوانين دولتى بر ملت فرنگ وارد آمده حساب كنيم ، در انگلتره [ انگليس ] و فرانسه سر هر سطرى از سطور اصول قوانين اقلا ده كرور مصرف برداشته . با وصف اين مراتب ، يك وزير ناخواندهء ايرانى پيش خود مىنشيند و بهترين قوانين را رد مىكند ؛ در آن واحد ، عجيبتر اينكه مىخواهد در همان مجلس در مقابل قانون فرنگ قانونى ترتيب دهد بهتر از آن ؛ و متصل مىگويد : « فرنگيان كه نظامات را از آسمان نياوردهاند ! » متوقعايم كه اين عقل و شعور را قدرى صرف فرموده تلگراف ، تلفون ، عكس و امثال آن را ايجاد كنيد .
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 389
مساهمون: حاجى زين العابدين مراغه اى
ص٣٨٩