تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
خواندن نمايد ، به محضى كه دهن باز كرد الحمد لله گويد ، تقريبا دويست نفر به آواز بلند گفتند : اللهم صل على . . . ملا خواست رب العالمين گويد ، باز به طريق اول صلوات فرستادند . خواست بسم الله گويد ، باز صداى صلوات بلند شد . من متحير به اطراف خود نگاه مىكردم كه يعنى چه ؟ واعظ مىخواهد دهان بگشايد ، صداى صلواتش منع مىكند ، يك كلمه نگفته مردم پنج صلوات مىفرستند . درست نگاه كرده ديدم همه مىخندند ، در اين اثنا بغتتا چهار نفر چهارپايهء منبر را گرفته آوردند ميان مسجد گذاشته به آواز بلند فرياد زدند : « آقا ! چون صداى شما را همه كس نمىشنيد و بىفيض مىماند ، خوب است درين جا قرار گيريد . » از ميرزا متحيرانه پرسيدم : « اين چه هنگامه است ؟ » گفت : « اهل ريبه‌اند . » گويا مسجد را به سر من زدند . گفتم : « پاشو برويم ، شماتت لايق اين جور عباد و عبادتگاه ! اين چه مسلمانى است ؟ خانهء خدا را صحنهء تياتور كرده‌اند ؟ يك نفر در ميان آن‌ها صاحب غيرت و مسلمان حق‌پرست نيست ؟ اين چه بىناموسى ، اين چه حكومت شرعى و اين چه علما بازى است ؟ اگر يك نفر از طلاب را يك حرف حسابى به درشت گفته آيد ، مىريزند و مىزنند و مىكشند كه توهين شريعت شده ، در خانهء خدا ، در شهر شهير مسلمانى و قبة الاسلام ، اين‌قدر بىادبى و گستاخى مىكنند ، احدى نمىپرسد كه اين چه عمل قبيح است ؟ اگر در ميان ايشان يك نفر از پروتستان‌ها در لباس اسلام پيدا شود و ببيند ، چه خواهد گفت ؟ البته سعى ايشان بيش‌تر خواهد شد كه اين‌گونه ملت كم عقيدت به مذهب خود را به كيش و آيين خود بكشند . در اين صورت به پيروان مذهب پاپ كه در پى همه گونه بهانه‌جويىاند ، چه ايراد توان كرد ؟ آيا نخواهند گفت كه قدر و قيمت و شأن و منزلت مذهب پاك حضرت محمد - صلى الله عليه و آله - در نزد شما معلوم شد كه به اين قسم در انظار خودى و بيگانه خوار و بىمقدار مىنمايد ، بلكه اسباب مضحكه و مسخره فراهم آورده‌ايد ؟ اين وضع موعظه ، اين نحو تعزيه‌دارى ، اين حرمت معبد ، جز اين ثمر نمىبخشد كه روز به روز بدين تيره روزگارى گرفتار شويم .
گر مسلمانى همين [ ازين ] است كه حافظ دارد * واى اگر از پى امروز بود فردايى !
خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ
. خداوند به فرياد ما مسلمانان برسد و بر اسلام ترحم فرمايد .