خطاست . اگر شما سى سال پيش از اين وحشيگرى و باربارى اهالى ژاپون را ديده بوديد ، عزت و شوكت و ثروت و جلال حاليهء آنها را هم مىديديد كه در سايهء عيبجويى حاصل كردهاند ، هر آينه جهد مىكرديد كه در ساعت اول وضع بىنظامى و اين رفتار بىقانونى را با كمال فرح و سرور مبدل به قانون مساوات سازيد و از تكبر و ادعاى بىمعنى و راه رفتن پنجاه نفر فراش و آردالى در پيشاپيش و جنيبت كشيدن چندين اسب صرفنظر مىفرموديد ، افتخار به مدارس و مكاتب عاليه و معارف خود مىكرديد ، ملت را از حقوق خود - كه بر ذمهء شما فرض است - محروم نمىفرموديد .
انصاف دهيد ! اگر كسى به شما عرضه دهد ، وزير جنگى ژاپون و وزير جنگى كوريا [ كره ] و چين ، كدام را ترجيح مىدهيد ؟ و حال آنكه سى سال پيش همه در يك سلك و قيافت بودند ، اكنون يكى از بركت علم به مدارج عليا و ديگرى از نكبت جهل به مدارك سفلى رسيده ؛ يكى تابع و ديگرى متبوع شده .
البته در پاريس ، خيابان بلوار ، نمرهء 76 را يك فرانك داده به تماشاى رفته و حالت قديم فرانسوىها را ديدهايد كه چهطور آدم مىكشتند و چگونه جريمه مىنمودند .
هيكل همه را گذاشته و شرح حال همه را نوشتهاند كه چهطور انسانهاى ديو سيرت بودند . البته در اسلامبول ميدان سلطان احمد به سير و تماشاى ينگچرى [ ينىچرى ] ها رفتهايد كه با چه هياكل عجيب و غريب قضاوت نموده و چهسان به مخلوقات خدا زور و جفا مىكردهاند .
البته در اسپانيا به نظر شما رسيده كه اصل اين ملت چه بوده و چهها كردهاند . حالا با كمال افتخار خود را به بيگانه نشان مىدهند كه اول چه بوديم و اكنون چه شدهايم . آنها را به اين دايرهء محمودهء مدنيت دعوت نكرد مگر آزادى خيالات و حريت افكار و قلم و عيبجويى خيرخواهان . بسى شما را معايب آشكار اظهر من الشمس است كه سواى خود همهء اهل دنيا نقطه به نقطه مىدانند ، باز شما مىخواهيد پرده به روى كار خويش بكشيد ؟
بارى ، مقدمه به طول انجاميد ، به سر مطلب رويم . اميدواريم در عهد اين پادشاه مهربان ترقىخواه معارفپرور عدالتگستر ، در اندك وقتى - چنان كه جدا اقدام فرمودهاند - نام و نشان از معايب باقى نماند ، وجود مخربان اساس دين و دولت را از ميان بردارند و نام و نامى همايونى را مروج دولت به يادگار بگذارند . بعد از اين ، هرچه نوشته شود ، تماما از تحريرات يوسف عمو است كه سرانجام كار ابراهيم بيگ و نتيجهء تعصب اوست . يوسف عمو ابتدا شرح حال خود را مىنويسد .
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 308
مساهمون: حاجى زين العابدين مراغه اى
ص٣٠٨