لازمهء فوايد و منافع را حاصل نمايند . اما هرگاه اين دولت به تصرف روس بيفتد ، يا با دولت روس يك اتفاق صميمى داشته باشد ، دولت مشار اليها مىتواند از ايران از شصت تا هفتاد هزار لشكر آمادهء اين سفر كند . معلوم است كه اين لشكر در زير فرمان صاحبمنصبان كارآگاه روس خيلى بهتر از ساير عساكر كار خواهند كرد . علاوه بر اين عساكر منتظمه ، دولت ايران دو برابر آن عساكر غيرمنتظمه نيز همراه اين اردو تواند نمود . امروز ، بقاى دولت ايران بسته به سنگينى حركات دولت روس است و هيچ مدخليتى به قدرت دولت ندارد .
بارى ، امروز سبب عمدهء تأخير لشكركشى روس به جانب هندوستان همانا دورى مسافت است و رفع اين اشكالات منوط بر دو وجه است : يكى اينكه دولت روس براى حصول اين مقصود با دولت ايران اتفاق كاملى حاصل نمايد ؛ دوم آن است كه دولت ايران را اول به كلى از ميان برداشته آنگاه به صرافت طبع و ميل خاطر ، اردوى خود را از ايران به سوى هندوستان حركت بدهد . حالا ملاحظهء اين دو وجه مغز پوليتيك ايران است . »
دانشمند مشار اليه [ ميرزا ملكم خان ] در خصوص پوليتيك دولت فرانسه و دولت عثمانى با ايران نيز تفصيل مبسوطى نوشته است كه همه از روى كمال كارآگاهى است ولى ما از ذكر آن تفاصيل به ملاحظات چند صرف نظر نموده در اينجا بيانات جناب دانشمند را به پايان آورديم . « * »
خلاصهء كلام اين است كه دولت انگليس يا بايد بالمره تمام بشود يا هند را محافظت كرده نگذارد كه پاى ديگرى بدان مملكت برسد . همچنان دولت روس نيز بايد تمام بشود يا هندوستان را بگيرد . تمالك اين مملكت براى اين هر دو دولت لازم و واجب است و امروزه حيات و ممات اين دو دولت بزرگ منوط به خاك هند است . لهذا دانشمند ايرانى دانش خود را در اين باب از روى كمال كارآگاهى و موافق قاعده نوشته است كه در ميان
هامش
* تا اينجا ، زين العابدين مراغهاى ، نويسندهء ابراهيم بيگ ، قسمت عمدهء رسالهء پولتيكهاى دولتى ملكم خان را ، البته با تغيير و تخليص ، نقل كرده است . اما در اينجا از آوردن چند صفحهء آخر رساله خوددارى مىكند و در اين كار حق دارد . زيرا ملكم خان به سياق مالدوستى و جاهطلبى ، ارائهء راهحل و چارهگرى را در گرو « تحصيل اعتبارات » مىنهد كه اين از ارزش والاى رسالهء او مىكاهد . حاجى مراغهاى ، به دليل تعصب ملّىاش ، نمىتواند چنين پايانبندى غيرمسئولانه را بپذيرد ، در اينجا عقيدهء خود را تشريح و در حد دانش موعظهاى براى ابناى وطن ايراد مىكند . س .