كشاكش اين دو دولت بايد دولت ايران از روى مآلانديشى پوليتيك متين و مؤثرى پيشنهاد خود كند كه مستلزم منافع آتيهء مملكت باشد . دانشمند مشار اليه ، با اينكه از روى وطنپرستى بعضى از تدابير مقتضيه را نيز نوشته است ، افسوس كه عقول نارساى ما از ادراك نكات پوليتيكى آن تدابير كه وسيلهء خلاصى مملكت تواند شد عاجز است و احدى در پى آن نيست كه از تصورات پوليتيكى و خيالات بلند آن شخص محترم پيروى و استفاده نمايد . ولى اينقدر مىتوان گفت كه اين طرح و نقشههاى پوليتيكى دانشمند مشار اليه حاصل خيالات و تصورات چند سال پيش از اين است . واضح است كه به سبب انقلابات دهر هر چيزى تغيير مىيابد ، به ويژه پوليتيك دولتها كه چونان شب و روز در ظرف بيست و چهار ساعت از رنگى به رنگ ديگر تغيير مىيابد و از تاريكى شب به روشنى روز و بالعكس مبدل مىشود و به وزيدن باد خنكى از يك طرف ديگر برمىگردد . شخص يك روز مىبيند كه در ميان دو دولت بزرگ به سبب حادثهاى كه در يك سمت عالم روى داده ، با همه لاف دوستى ، يكباره اسباب كدورت بروز نمود و مطبوعات طرفين از مساوى رفتار همديگر نوشتن آغاز كردند و يكديگر را دشمن ديرين خود وانمود كرده اسباب و دلايل آن را نيز اثبات نمودند ؛ و به سبب همين سخنان روزنامههاى دو طرف ، مىبينى كه در سندات اسهام قروض آن دولتها ، در ظرف يك روز ، تبدلات عمده و تنزلات فاحش روى داد [ و ] به عالم تجارت از آن انتشارات روزنامهها ميليونها خسارت وارد آمد . گذشته از آن ، اسباب كدورت نيز در ميان آن دو دولت چنان بالا مىگيرد كه خوانندگان روزنامههاى طرفين چنان مىپندارند كه فردا اعلان جنگ است . حال آنكه اصل ماده تنها عبارت از ولولهء سياسى است . هفتهاى نمىگذرد كه مىبينى باز وضع پوليتيك طور ديگرى اقتضا نمود ، آن ورقها برگشت ، سر قلمها را بىمحابا از مغرب زمين به سوى مشرق برگردانيدند و سخن همه از دوستى طرفين مىسرايند و ميزان مهر و محبت را چنان برداشت مىكنند كه گويى از فرط اتحاد بادام دو مغزى هستند در يك پوست و ثابت مىكنند كه اين دوستى و مودت قديمى و صميمى و لايزال است . از طرفين مجالس مهمانى به نام همديگر ترتيب يافته به سلامتى يكديگر بادهگسارىها مىشود . خلاصه ، در هر جايى كه نام پوليتيك در ميان است ، به هيچ چيز آنجا امنيت و اعتماد جايز نيست ؛ از دشمنىشان بايد هراسيد و به احتياط حركت نمود و از دوستىشان نبايد به خيرى اميدوار شد . زيرا كه معناى اصلى « ديپلومات » و « پوليتيك » گول زدن و دروغ گفتن است و مقصود از استعمال اين كلمات كه به لطايف الحيل آنچه خود دارند ، دو دستى بگيرند و آنچه ديگران دارند به كلى از
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 295
مساهمون: حاجى زين العابدين مراغه اى
ص٢٩٥