دستشان بربايند و چنان منتى هم در اين معامله به طرف مقابل حمل كنند كه گويا جهانى را به او بخشيدهاند و در تحليل اين فن بديع فرنگان همه از يك سرچشمه آب خورده درسشان همه از روى يك كتاب و تماما شاگرد يك دبستاناند . واقعا در دوستى خيلى سختتر از دشمنى صدمه مىزنند . نتيجهء دشمنىشان تسخير املاك و پايان دوستىشان دمار و هلاك است . در عين دوستى ، تو را در كام اژدها گذاشته مىگذرند ، چنانكه در عصر پيش به چشم خويشتن ديديم و آنچه دربارهء ما روا داشتند در حق ساير غفلتزدگان نيز فرو نگذاشتند . پس ، شخص خردمند نبايد از اينان چشم نيكى داشته باشد ، بايد خود در پى كار خود باشد و درمان درد خود را از خود بجويد نه از ديگران .
از اين قوم چشم بهى داشتن * بود خاك در ديده انباشتن
بههرحال ، بزرگان ملت و اولياى دولت ايران بايد از روى صفاى عقيدت و حسننيت چنگ به « حبل المتين » اتفاق و اتحاد زده به دستيارى همديگر به اصلاح نقايص وطن پردازند ، خودكامى و بوالهوسى را از خودشان دور كنند و در هر حال اوامر احكام حقيقيهء شريعت پاك احمدى را بدرقهء وصول مقصد سازند و از آيهء وافى هدايه
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
استعانت جويند و با نيت پاك راه « صراط مستقيم » پويند تا لطف خداوندى شامل حالشان گردد .
دوستان را كجا كند محروم * آنكه با دشمنان نظر دارد
دانشمند ايرانى مىگويد « كشتى پوليتيك ما كجا مىرود ؟ » بيانات سودمند آن حكيم دانشمند در باب پوليتيك دو دولت بزرگ همسايهء ما مستغنى از تعريف و توصيف است .
به فكر نارساى ما نجات كشتى بسته به اجرائات ذيل است و نتيجه بدان جا منتهى مىشود :
اول : به اتفاق و اتحاد ملت در يك نقطه ؛
دوم : واجب دانستن اطاعت اوامر و احكام پادشاه ؛
سوم : دامن افشاندن عموم ملت به منافع شخصيه ، خصوصا اولياى دولت ؛
چهارم : ترجيح دادن نيكنامى را به لذايذ نفسانيه ؛
پنجم : جمع شدن برادرانه و برابرانه در مجلس شورا ؛
ششم : تحت قانون آوردن هر عمل را جداگانه ؛
هفتم : اجرا كردن احكام آن قوانين به مساوات و بدون استثنا ؛
هشتم : چنانكه در اين ايام در السنه ضرب المثل و متداول است ، باز كردن فابريك آدمسازى يعنى مكاتب و مدارس جديده ، براى تحصيل علوم و فنون متداوله .