حل اين مسئله به نظر محال مىآيد ، اما عقل انگليس مدتى است كه اين قسم مسائل را در هند حل كرده است . حالا بايد ديد كه در اين باب چه نوع تدابير صائبه به كار برده است :
در هند بعض ممالك بودند كه تسخير آنها براى دولت انگليس موجب مرارت و ضرر و بقاى آنها در حالت طبيعى خود منافى صلاح انگليس بود . به جهت اصلاح اين دو نكتهء ضدين ، انگليسها يك نوع دولتى اختراع كردند كه دولت مواجبخور و به اصطلاح پوليتيك دولت انگليس ، آنچنان دولت را « دولت دوست » مىگويند . مبناى دولت دوست اين بود كه انگليسىها از ممالك يك دولت مستقل هر قدرى كه مىتوانستند تصرف مىكردند و يكى از مدعيان پادشاه آن ملك را به زور خود به سلطنت آن دولت مىرسانيدند . چون اقتدار اين پادشاه جديد مبنى بر حمايت انگليس بود ، لهذا آن دولت به جهت حفظ و حمايت كه مىديد به قدر امكان به انگليسىها تمكين و اطاعت مىكرد . تعهداتى كه از طرفين به موجب عهدنامه قبول مىكردند از اين قرار بود :
دولت انگليس بقاى دولت دوست را ضمانت مىكرد ، يعنى متعهد مىشد كه آن دولت را از جميع دشمنان خارجه و داخله محفوظ بدارد .
در مقابل اين تعهد انگليس ، دولت دوست نيز فقرات ذيل را متعهد مىشد :
اول : به جهت مخارج اين قسم ضمانت ، دولت انگليس متعهد است كه سالى فلان مبلغ را بدهد . دوم : طرف مقابل نيز بدون اذن انگليس با هيچ يك از دول خارجه بايد مراوده نداشته باشد . سيم : فلان قدر لشكر انگليس در ممالك دولت دوست به عنوان مستحفظ اقامت خواهد نمود . چهارم : دولت دوست از فلان عدد معين نبايد بيشتر لشكر نگاه بدارد . پنجم : صاحب منصبان اين لشكر تماما بايد انگليسى باشند . ششم : دولت دوست به جهت مخارج اين دو لشكر يك ماليات مخصوص معين خواهد نمود و تمام مخارج اين دو لشكر بايد در تحت اختيار سفير انگليس باشد .
با اين چند شرط ، دوستى دولتين به حد كمال مىرسيد . تا چند سال قبل از اين ، در هندوستان دويست و بيست حكمرانى جداگانه و قريب بيست دولت بزرگ حكمرانى مىنمودند . مانند مملكتهاى « دكن » ، « كوالپور » ، « لكناهور » ، « برار » ، « سند » ، « ميسور » ، « ستاره » ، « پنجاب » و غيره و غيره . اين حكمرانىهاى متعدد را كه هر كدام از بيست الى هفت كرور جمعيت و از بيست الى چهار كرور ماليات
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 279
مساهمون: حاجى زين العابدين مراغه اى
ص٢٧٩