سلوك و به وعدههاى رنگين اسباب پيشرفت پوليتيك خود ساخت . اما همينكه به واسطهء عزل زمان شاه از سمت افغانستان آسودگى حاصل آمد ، ديگر در بند ايران نشد . در اين بين ، دولت ايران با ناپليون مراوده به هم رسانيده همينكه فرانسهها [ فرانسوىها ] پاى به خاك ايران گذاشتند ميل و محبت انگليسىها نسبت به ايران باز با كمال شدت پيدا شد . مأموريت فرانسهها به ايران انگليسىها را به طورى مضطرب كرد كه عوض يك سفير دو سفارت جداگانه مأمور ايران كردند . اولياى دولت ايران بىآنكه از مقاصد اطراف اصلا اطلاعى داشته باشند همينكه صداى پول انگليسى را شنيدند مأمورين ناپلئون را سراسيمه از ايران بيرون كردند . به واسطهء اين حمق دولت ، كشتى پوليتيك ايران را صد سال عقب انداختند ، بلكه در همان وقت دولت ايران را تمام كردند . ناپليون از مراوده و دوستى دولت ايران دو مقصود داشت : يكى اينكه اسباب سفر هند را فراهم بياورد و ديگرى آنكه دولت ايران را در جنگ روس همدست خود بسازد . اين دو مقصد ناپليون ، بلاحرف ، اعظم مصالح ايران را متضمن بود . يقينا براى دولت ايران بهتر از موافقت ناپليون پوليتيكى نمىشد . چون آن وقت خرابى روس به واسطهء استيلاى فرانسه منافى پوليتيك انگليس بود ، لهذا دولت انگليس محض صلاح موقتى خود دولت ايران را از مواقفت فرانسه بازداشت و منازعهء ايران و روس را ، به واسطهء « عهدنامهء گلستان » ، صلح داد . در همان اوقات كه پوليتيك انگليس به اضطراب تمام در ايران مصروف دفع فرانسه بود ، مأمورين انگليس در افغانستان و ممالك « سند » نيز با همان اضطراب مشغول كار بودند . عهدنامههايى كه در آن اوقات بسته شده جميعا مبنى بر مقصود واحد است . فقرهء اصلى عهدنامجات از اين قرار است - عهدنامهء ايران و انگليس به تاريخ هزار و هشتصد و نه مسيحى .
بعض فقرات از عهدنامهء ايران و انگليس كه در سال 1809 ميلادى بسته شده :
بند سيم : دولت ايران نخواهد گذاشت كه هيچ لشكر فرنگى از خاك ايران بگذرد و رو به هندوستان آرد و به يكى از بنادر هند حمله كند .
در عهدنامهء ديگر به تاريخ هزار و هشتصد و چهارده ميلادى ( بند اول ) : در صورتى كه يكى از دول فرنگ بخواهد هجوم بياورد ، خواه از راه خوارزم و تاتارستان و بخارا و سمرقند و خواه از راههاى ديگر ، دولت ايران متعهد مىشود