تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
افغان نيز به اين خيال افتاد كه با چهل هزار نفر به عزم تسخير هند از راه پنجاب رو به دهلى حركت بكند . وقتى كه آوازهء تداركات زمان شاه به گوش انگليسان رسيد ، فرمانفرماى هند در عالم اضطراب فى الفور ملكم صاحب را با دستور العمل وسيع روانهء ايران ساخت .

خلاصهء دستور العمل سفير مزبور اين بود :

شما مأمور هستيد كه اسباب خرابى زمان شاه را به هرطور كه ميسر شود به توسط دولت ايران فراهم بياوريد و نگذاريد كه افغان‌ها به سمت هند هجوم بياورند و اگر رو به هند حركت كرده باشند بايد تدبيرى بكنيد كه دولت ايران در ملك افغان براى زمان شاه لابد بشود برگردد و اقلا تا سه سال ديگر نتواند به صرافت هند بيفتد . خود « ملكم » [ سرجان ملكم ] در كتابى كه بر وضع پوليتيك نامه نوشته است مىگويد : « مقصود مأموريت بيش از آن‌چه منظور بود به عمل آمد . سفير انگليس نه تنها دولت ايران را محرك شد كه به سمت خراسان حركت بكند و زمان شاه را مجبور سازد كه ديگر به خيال هند نيفتد ، بلكه شاه ايران را بر اين واداشت كه هيچ يك از دول خارجه را نيز به ايران راه ندهد و دولت انگليس را منحصرا بهره‌ياب سازد . » از جمله منافع اين مراودات تازه ، مورخ ديگر مىگويد : « مقصود از مأموريت ملكم به طور اكمل حاصل آمد و زمان شاه بيچاره بيش از آن‌چه منظور انگليس بود در افغانستان مشغوليت پيدا كرد . از آن تاريخ تا امروز شصت سال مىگذرد ، هنوز افغانستان از اين مشغوليت خلاص نشده است و به واسطهء همين مشغوليت ، چهار پادشاه افغان و بيست سردار معظم كه همه برادر و قوم و خويش بودند ، به شدايد ستم همديگر را تمام كرده‌اند ، بىآن‌كه ملتفت شده باشند كه خون يك كرور مسلمان را نثار پوليتيك انگليس نموده‌اند . اين مصائب هايله - كه افغانستان را در اين مدت غريق خون خود ساخته است - آن را در زبان پوليتيك « مشغوليت دولتى » مىگويند . هرگاه اولياى دولت ايران از اصطلاحات اين زمان فى الجمله اطلاعى مىداشتند قطعا در انجام مطالب ملكم صاحب به اين شدت تعجيل نمىكردند . » يكى ديگر از پوليتيك‌شناسان مىگويد : « دولت انگليس دولت ايران را به حسن
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 276 | حاجى زين العابدين مراغه اى / م . ع . سپانلو