تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
احتمالات حالت دول را لازم دارد ، لهذا ، تحقيق اين مسئله در هر صورت خالى از فايده نخواهد بود . هرگاه هجوم سيل دولتين مشار اليها فرض بىمعنى است ، مىتوان گفت كه دولت ايران آسوده است و اگر قرب اين حادثه حقيقت دارد پس بايد بىقيدى گذشته را حاصل حماقت بشماريم و بلادرنگ به مقام احتمالات اين حادثه برآييم . عقلاى ايران مىگويند « فردا را كسى نديده است » و به واسطهء اين اعتقاد غفلت‌آور تحقيق اوضاع آينده را در خارج از دايرهء تكاليف دولت مىشمارند و حال اين‌كه به اعتقاد حكماى فرنگ « حكمرانى يعنى تحقيق اوضاع آينده » . ما در ايران به جهت تحقيق اوضاع آينده به جز عقل ترتيب اسباب ديگر نداريم و لكن فرنگان در اين باب علاوه بر عقل كافى يك علم وسيعى نيز ترتيب داده‌اند كه به واسطهء آن علم كليات حوادث آينده را مشخص مىنمايند . حكمت دول فرنگ از توسيع علم مزبور و غفلت دولت ايران از عدم علم مزبور است . هرگاه وزراى ما از اين علم فرنگ فى الجمله اطلاع مىداشتند ، بالقطع بر مصايب آيندهء ايران اشك خونين از ديدگان مىريختند . در باب اين علم دو كلمه بيان لازم داريم : در ايام گذشته طوايف دول بزرگ مثل وجود واحد عمر مخصوص داشته و كل ايشان در ترقى و تنزل خود ، مثل عمر انسانى ، عوالم طفوليت و جوانى و پيرى طى كرده‌اند . علاوه بر عمر مخصوص ، مىبينيم دول بزرگ بر روى زمين يك كار معين و يك مأموريت عمده هم داشته و از به دو ظهور به حكم يك قانون مخفى ، بىاختيار رو به مقصد خود پيش رفته‌اند و بعد به حكم همان قانون مخفى به تدريج تنزل كرده از روى زمين محو شده‌اند . ملل فرنگ در تحقيق عمر دول عوالم وسيع طى كرده‌اند ، چنان‌كه اطباى ايشان دقايق روش عمر انسانى را مشخص كرده‌اند . حكماى ايشان نيز اصول رشد و انحطاط عمر را از روى تحقيقات دقيق معين نموده‌اند و به حكم اين اصول مبرهن ساخته‌اند كه فلان دولت به چه سبب ظهور كرد و به چه قوه زنده بود ، مقصود فلان قدرت چه شد و عمر فلان شوكت به كجا منتهى گشت . دول حاليه نيز بلاتخلف همه مطيع قواعد ترقى و تنزل دول گذشته مىباشند ، چنان‌كه اولياى طب به واسطهء تشريح اموات حالت و امراض زندگان را مشخص مىكنند ، اولياى علم دول نيز به واسطهء تحقيقات اوضاع گذشته درجات عمر و موجبات سرنوشت آيندهء طوايف را معين و محسوس مىنمايند و از روى علم قطعى حكم مىكنند كه باعث بقاى فلان
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 267 | حاجى زين العابدين مراغه اى / م . ع . سپانلو