اين است مختصرى از بيانات دانشمند ايرانى « 1 »
پولتيك ايرانى چيست ؟ كشتى دولت كجا مىرود ؟ در اين درياى حوادث از براى ما خطرى هست يا نيست ؟ اگر هست ، تدارك ما چيست ؟ طرح ما كدام است ؟
دشمن ما كيست ؟ دوست ما كجاست ؟ از چه راه بايد رفت ؟ از چه ورطه بايد گريخت ؟ در چه كار هستيم ؟ چه بايد كرد ؟
هنوز در ايران از بزرگان ما نه اين سؤالات را تصريح كرده و نه حل اين مسايل را بصيرت كافى داشتهاند . كشتى دولت بدون طرح ، بدون نقشه ، بدون تعيين مقصود ، در درياى پولتيك حيران و سرگردان است . گاهى بىجهت در مقابل بادهاى مخالف جنگيدهايم ، گاهى بىسبب راه رفته را برگشتهايم ، گاهى به تضييع دوست كوشيدهايم ، گاهى به تقويت دشمن برخاستهايم و پس از صدمات و خبطهاى بىشمار اختيار كشتى را به امواج اطراف واگذاشته هنوز هم نمىدانيم صلاح ما چيست و مقصد ما كجاست ! حال ، كشتى دولت در اين درياى پرخطر به تحريك بادهاى مخالف در قرب دشمنان بىباك بر اطراف ورطههاى هايل بىاختيار دور مىزند و اهل كشتى در آسودگى غفلت ، مقدمات طوفان را نسيم شرطهء سعادت مىپندارند . چيزى كه فى الجمله مايهء اميد نجات شده اين است كه خداوند عالم ناخداى ما را بر حالت كشتى ملتفت ساخته است . از فراست دقيق و از قدرت همت اين ناخداى جوانبخت چنان معلوم مىشود كه پروردگار رحيم اين كشتى واژگونبخت را به كلى از نظر مرحمت خود دور نداشته است . چون اين ناخداى نجاتبخش به جهت تعيين مقصد و ترتيب حركات كشتى نقشههاى متعدد لازم دارد ، لهذا بنده نيز - كه چندى از مسافرين اقطار اين دريا بودهام -
هامش
( 1 ) . اين رساله كه به قلم ميرزا ملكم خان ناظم الدوله است ، در اصل گزارشى بوده كه او در هنگام سفارت خود در انگلستان ، براى ناصر الدين شاه قاجار فرستاده است ؛ نمودارى است از وسعت آگاهى و قدرت تجزيه و تحليل سياسى ملكم ، كه در روزگار او به راستى ميان ايرانيان بىنظير بوده است . نويسندهء « ابراهيمبيگ » با تجديد چاپ رسالهء ملكم ، در آخر جلد نخست كتابش ، خواسته است كه انتقادات خود را پيرامون سياست داخلى ايران ، با انتقادات يك مفسر صاحب نظر پيرامون سياست خارجى آن ، تكميل كند و بر فايدهء كتابش بيفزايد .
اين رساله به نام « پولتيكهاى دولتى » در مجموعه آثار ملكم به چاپ رسيده ، ولى از آنجا كه نسخ آن چاپ كمياب بود و نيز به قصد اينكه چاپ فعلى سياحتنامهء ابراهيم بيگ بدون افتادگى و درست به گرتهء نشر نخستين باشد . آن را عينا ( با نگاهى به رسالهء اصول تهران حاوى چند مقالهء ملكم خان ، تبريز 1325 قمرى ) تجديد مىكنيم . س .