اختيار مهرش در دست ديگران باشد ؟ حكمى را كه در خانهء خود مهر كرده به دست يكى از متخاصمين داده دو روز بعد در محراب ميان دو نماز نقيض آن را مهر نموده به دست مدعى عليه بدهد تا كار به جايى رسد كه حكومت عرف بر آنها بخندد ؟ من مىگويم چرا در ايران تمامى امور روحانيه و جسمانيه بىقاعده و بىنظم باشد ؟ چرا مراتب علميه و مناصب ملكيه موروثى گردد ؟ كجا رواست كه مرد محض اينكه پدرش قاضى بوده خود نيز بدون هيچ استحقاقى صاحب مسند قضاوت گردد ؟ يا اينكه پدر مرد سرتيپ بوده پس از فوتش پسر او در هجده سالگى - كه دست از پاى نمىشناسد - سرتيپ شود ؟ اينها همه حقوق ملت و برادران وطنى من است كه پايمال مىشود . »
ملا گفت : « آقا جان ! به فرمايش شما ، بايد علماى ملت خانهنشين باشند ؟ »
ابراهيم گفت : « استغفر الله ! من از اهل شورا و از مردم حل و عقد نيستم و حكمم نيز نفوذ ندارد ، اما تعصب ملى نمىگذارد در مجالس سكوت ورزم و به سخنان دور از حق و صواب پاسخ و جواب ندهم . به اجازهء بزرگان نافذ الحكم عرض مىنمايم كه امروز در ميان ما قانونى كه مشتمل بر تمامى احكام الهيه باشد نيست ، مگر در حضور مبارك حضرت امام عصر - عجل الله فرجه . امروز مبناى احكام به دلايل عقليه و نقليه مستند است . ما بيش از همه ، به وجود اجرا كنندهء قوانين و احكام شرعيه محتاجايم ؛ اول آن را بايد پيدا كنيم و راه پيدايش آن هم بدين وجه ممكن تواند شد كه به حكم مرجع كل علما مجلس بزرگى مركب از اتقياى علماى ملت تشكيل مىشود ، و آن مجلس به نسبت بزرگى ولايات و جمعيت اهالى شهرها معين مىنمايند كه بدان ولايت براى فيصل قضايا و احقاق حقوق عباد چند نفر علما لازم است ، آن را معين مىكنند . آنگاه از علما ، آنانكه در خدمت رييس و مرجع كل به طلاقت لسان و عذوبت بيان و تقوا و ديانت و وفور علم و وقوف به احكام شرعيه سمت رجحانيت دارند منتخب و بدانجا معين مىفرمايند . و از امّهات كتب فقه نيز آنچه متعلق به حقوق و بيع شرعى و تجارت و امثال آنهاست به زبان ساده و لغت سهل به پارسى ترجمه و طبع نموده منتشر مىسازند ، تا هركس گرفته بخواند و تا يك درجه عارف به مسائل حقوقيهء خود باشد ؛ و آنوقت هر حكمى كه از قاضى عادل مملكت داده مىشود خود به خود نفاذ مىيابد . پيشوايان اسلام احكام قضاياى بسيار مهم را به روى پارچهء پوست يا استخوانى در نهايت اختصار نوشته مىفرستادند و همهجا در اقطار بعيده نافذ بود . شريعت پاك محمدى از اول مبرا از هرگونه حيل و دسايس است ، با نيرنگ خدعه آميزش نداشت . شارع مقدس - كه تن و جان به فداى شريعت مطهرش باد ! - چه صدمات به گرامى وجود اقدسش روا داشت تا
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 247
مساهمون: حاجى زين العابدين مراغه اى
ص٢٤٧